روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
بيشتر فقها،و شافعى گفت:بر او كفّارت باشد،و از مالش بردهاى [١]بخرند و آزاد كنند براى او.
وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلىٰ أَهْلِهِ ،و ديتى كه به اهل مقتول بسپارد و ايشان اولياى خون باشند اولىتر كس به او و به ميراث او [٢]اگر عمد باشد يا شبه [٣]عمد بر خاصّ مال او و اگر خطاى محض باشد بر عاقله و ايشان عصبۀ او باشند از برادران پدرى يا پدرى و مادرى دون مادرى تنها،و اعمام و بنى اعمام پدر و پسران اعمام پدر و موالى اعنى من فوق [٤]قال ابو حنيفة،و در موالى من اسفل.
شافعى را دو قول است:يكى چنان كه ما گفتيم كه بر ايشان چيزى نيست،و يكى آنكه هست و مذهب شافعى هم اين است و جماعتى فقيهان،و ابو حنيفه گفت [٥]:پدر و فرزند هم عاقله باشند،و ديت قتل خطا ابتداء بر عاقله واجب باشد،و بعضى اصحابان ما گفتند:عاقله ديت بدهند به اولياى مقتول و از قاتل بازستانند،و مذهب درست،اوّل است.
و شافعى را دو قول است:يكى چنين كه [٦]ما گفتيم،و دگر آنكه بر قاتل واجب مىشود اوّلا آنگه عاقله از او تحمّل كند،و ابو حنيفه چنين گفت،پس شافعى به يك قول موافق ماست و به يك قول موافق ابو حنيفه و چون عاقله بسيار باشند [٧]و بيش از ديت باشند [٨]بر ايشان ببخشند به نصيب،و شافعى گفت:از توانگر بيش از نيم دينار نستانند [٩]و از متحمل [١٠]دانگ و نيم [١١]،اگر چيزى بماند بر امام باشد.
و بيت المال ابتداء بالأقرب فالأقرب كنند چنان كه استحقاق ميراث ايشان باشد،و به نزديك ما بر بيت المال [١٢]چيزى نباشد إِلاّٰ أَنْ يَصَّدَّقُوا ،و المعنى الّا أن
[١] .مر:بندهاى.
[٢] .آج،لب+و.
[٣] .تب،آج،لب:شبيه.
[٤] .لب،لت+و به.
[٥] .مر:و جماعتى فقها و ابو حنيفه گفتند.
[٦] .مر:چنان كه.
[٧] .اساس،مت:باشد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .تب:باشد.
[٩] .اساس،مت:نستاند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .تب،لب،مر،لت:متجمّل.
[١١] .لت:دانگى نيم.
[١٢] .وز:ما بيت المال.