روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٨ - ترجمه
نامستحق نخواهد براى آنكه حكمت مانع است از آن و آن قبيح بود او از قبيح متعالى است براى آنكه عالم و مستغنى است.
امّا غفران آنكه خواهد نه مشروط است به [١]توبه و نه موقوف است بر [٢]استحقاق بل بر [٣]ظاهر خود است براى آنكه دليلى [٤]نيست كه ما را براى آن عدول بايد كردن از ظاهر و در عموم ظاهر تائب و غير تائب در شوند تا آيت حجّت باشد بر اصحاب وعيد.
و خداى تعالى بر همه چيز قادر است و شىء اين جا مخصوص باشد به معدوم دون موجود[براى آنكه موجود] [٥]به وجود آن مقدورى نشود [٦]و از وجهى دگر [٧]مخصوص باشد به مقدورات او تعالى ازآنجا كه ادلّه دليل كرده است على فساد مقدور واحد بين القادرين.
يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ ،آنگه خطاب را [٨]روى به رسول آورد و گفت اى فرستاده از قبل ما به خلقان ما،نبايد تا [٩]تو را دلتنگ كند قول و فعل آنان كه در كفر مسارعت مىكنند و حزنه و احزنه بمعنى واحد و حزن بفتح الزّاء متعدّى باشد و حزن لازم باشد مِنَ الَّذِينَ قٰالُوا «من»تبيين را باشد از آنان كه گفتند ما ايمان آورديم به زبان يعنى به زبان گفتند اين گفتار و به دل نداشتند و آن منافقانند.
و آيت دليل است بر آنكه ايمان به زبان تعلّق ندارد و آنچه به زبان باشد ايمان نباشد ايمان به دل باشد براى آنكه گفتند آنچه به زبان نام ايمان از آن دور كرد و حواله و اضافه ايمان با دل كرد و اگر قول به زبان ايمان بودى منافقان هم مؤمن بودندى و مستحقّ ثواب و تعظيم.
وَ مِنَ الَّذِينَ هٰادُوا ،و از آنان كه جهود شدند سَمّٰاعُونَ لِلْكَذِبِ ،ايشان شنوندگان و جاسوسان دروغند و نيز جاسوسند قومى را كه بر تو نيامدهاند و ازآنجا
[١] .مر:بر.
[٢] .مر:به.
[٣] .مت:به.
[٤] .مر:دليل.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آج،لت:بشود.
[٧] .مر:ديگر.
[٨] .مر:كرد.
[٩] .مر:كه.