روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٦ - ترجمه
و از حق او آن بود كه جواب لم را بشايد تا اگر كسى گويد دزد را چرا دست بايد بريدن جواب دهى كه جَزٰاءً بِمٰا كَسَبٰا نَكٰالاً مِنَ اللّٰهِ حقتعالى بيان كرد كه آنچه بر ايشان مىرود از قطع دست يا قطع دست و پاى ظلم نيست جزاى فعل ايشان است و نكالى و عقوبتى و مثله است از خداى تعالى اىعجب در سراى تكليف خداى تعالى بر عمل جزا دهد [١]در سراى جزا بر عمل جزا ندهد و نكال عقوبت باشد،قال زهير:
و لو لا أن ينال ابا طريف
عذاب من جريمة او نكال
و ازهرى [٢]گفت براى آن عقوبت را نكال خوانند كه چون ديگران بينند ردع و زجر بود ناكل شوند [٣]از مثل آن يعنى اقدام آن نكنند بر امثال آن وَ اللّٰهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ و خداى تعالى عزيز و غالب و قاهر است و حكيم است از عزّت [٤]و قهر كه در باب عقوبات و جز آن فرمايد به حكمت و صواب فرمايد.
گويند مردى از ولايت عجم به حج مىرفت در كجاوه نشسته بود و قرآن مىخواند به اين آيت رسيد بخواند كه جزاء بما كسبا نكالا من الله و الله غفور رحيم جمّال او را گفت يا [٥]هذا خطا مىخوانى گفت تو قرآن دانى [٦]؟گفت نه و لكن دانم كه آنچه خواندى خطاست چه اين جايگاه لايق نيست مرد جامع باز كرد [٧]گفت راست گفتى و بخواند وَ اللّٰهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ اعرابى گفت تعالى اللّٰه ربّنا عزّ فحكم.
فَمَنْ تٰابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ ،آنگه حقتعالى خبر داد كه آنكس كه توبه كند پس ازآنكه ظلم كرده باشد بر خود به دزدى و جز آن وَ أَصْلَحَ و به صلاح بازآيد و عمل صالح كند خداى تعالى توبه او بپذيرد.
آنگه اين توبه از دو وجه بيرون نبود يا پيش[٣٨٩-ر]از آن كند كه او را رفع كنند بر امامان [٨]و گواهان بر او گواهى دهند يا پس از آن،اگر پيش از آن توبه كند و توبه او بدانند و معلوم شود كه آن توبه به اختيار است قطع از او بيوفتد [٩]و حكم در
[١] .وز،آج،لب،مر،لت:مىدهد.
[٢] .آج،لب:زهرى.
[٣] .لت:شود.
[٤] .لت:عز.
[٥] .آج،لب:ما.
[٦] .لت:مىدانى.
[٧] .مر+و.
[٨] .وز و ديگر نسخه بدلها:امام.
[٩] .لب،مر،لت:بيفتد.