روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٢ - ترجمه
در زندانش بايد كردن مخلّد تا آنجا محبوس باشد تا به مردن و اگر در زندان دزدى كند و چيزى بدزدد و از حرزى كه نصاب قطع باشد ببايد كشتن او را در بار چهارم.
و جمله فقها خلاف كردند و گفتند بر او كشتن نيست تعزيرش بايد كردن.و چون دانگ نيم يا [١]آنچه قيمت او باشد از درم و جامه و متاع و هر جنس كه باشد از خوردنى و ميوه بدزدد از حرز بر او قطع باشد و مذهب شافعى هم،چنين است.
و ابو حنيفه گفت در ميوه و آنچه به نهادن تباه شود قطع نباشد اگر اين نصاب زر [٢]مضروب منقوش باشد قطع بايد كردن او را و به نزديك شافعى هم،چنين است و اگر زرساو باشد از معدن گرفته [٣]كه به گداختن و اصلاح محتاج باشد بر او قطع نباشد و اگر زر خالص بود قطع واجب باشد به نزديك [٤]ما.
و شافعى را دو قول است در او،اگر چيزى از حرزى بر بايد نه بر وجه سرقت بر او قطع نباشد به نزديك [٥]ما و مذهب ابو حنيفه و شافعى و مالك هم اين است و احمد حنبل گفت بر او قطع باشد چون سه كس نقب زنند و متاعى يا زرى بيرون آرند و چندان باشد كه نصيب هريكى نصابى برسد يا بيشتر همه را دست ببايد بريدن بلا خلاف [٦]از ميان ما و ابو حنيفه و شافعى.
مالك گفت:اگر متاعى گران باشد،قطع [٧]واجب آيد.و الّا نيايد و اگر سه كس نقبى كنند و هريكى از ايشان چيزى برگيرد و بيرون آرد از حرز هركه گرفتۀ او نصاب ربع باشد قطع كنند او را و آن را كه نباشد قطع نكنند و مذهب شافعى و مالك هم اين است.
و ابو حنيفه گفت هم [٨]بر هم نهادن و قيمت كردن آنگه قسمت كردن ميان هر سه،اگر هريكى را نصابى برسد قطع بايد كردن و اگر نرسد قطع نبايد كردن اگر سه كس نقبى كنند و متاعى جمع كنند و ببندند و يكى از ايشان از حرز بيرون
[١] .لب:و.
[٢] .اساس،وز:در،با توجّه به لب،و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .مر+باشد.
[٥] [٤] .مر:به نزد.
[٦] .اساس:بلا خوف،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .مر+كنند آن را.
[٨] .وز و ديگر نسخه بدلها:همه.