روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢ - ترجمه
و مجاهد گفت در روايت ابن نجيح [١]كه مراد آن است[٣٨٣-ر]كه به گناهى كه من كردهام و گناهى كه تو كردهاى.گفت:براى آنكه چون كسى كسى را بكشد به قيامت [٢]گناهان مقتول بر قاتل نهند،و اين قول معتمد [٣]نيست براى آنكه خلاف ادلّۀ عقل است و ظواهر [٤]آيات محكمه،من قوله: لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ [٥]، كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ [٦]و جَزٰاءً بِمٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ [٧]و جَزٰاءً بِمٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ [٨].
و بر قاعدۀ عدل و ادلّۀ عقل اين مطرّد [٩]نيست امّا بر مذهب مجبّره راست است براى آنكه چون خداى تعالى كافران و گناهكاران را به كفرى و فسقى كه او آفريند در ايشان بخواهد گرفتن و ايشان را در آن اختيارى نه [١٠]و از آن محيصى نه،چرا نشايد كه يكى را به گناه ديگرى بگيرد و اگرچه او در آن بىگناه باشد!در كلام تقدير محذوفى هست و هو أن تبوأ وبال [١١]اثمي [١٢]و اثمك.
وَ ذٰلِكَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِينَ ،و اين جزاى و پاداشت بيدادكاران است و اين دليل قول اصحاب وعيد نكند براى آنكه ما نيز گوييم كه جزاى ظالم دوزخ است جز آنكه عفو روا داراد از او [١٣]و در آيت نيست كه خداى تعالى عفو نكند او را بىتوبه اين دعوى كردن دعوى باشد كه از آيت بر او دليلى نيست.
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ ،در او سه قول [١٤]است:مجاهد گفت:شجّعته على قتل اخيه، نفس [١٥]او را شجاع بكرد بر قتل برادر.قتاده گفت:زيّنت له،بياراست بر چشم او.
[١] .مر+آمده.
[٢] .مر:در قيامت.
[٣] .لت:معتبر.
[٤] .تب:ظاهر.
[٥] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٦٤ و اسراء(١٧)آيۀ ١٥ و فاطر(٣٥)آيۀ ١٨ و زمر(٣٩)آيۀ ٧.
[٦] .سورۀ مدّثر(٧٤)آيۀ ٣٨.
[٧] .سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ١٤.
[٨] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٨٢.
[٩] .اساس و مت:مطرود،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .مر:نيست.
[١١] .وز،تب،آج،لب،لت:بوبال.
[١٢] .تب،آج،لب،لت+او عقاب اثمى،وز در حاشيه افزوده است:او عقاب اثمى.
[١٣] .كذا در اساس،وز و مت،ديگر نسخه بدلها:روا داريم از او.
[١٤] .لت:لغت.
[١٥] .لت+او.