روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٩ - ترجمه
مفسّران خلاف كردند در آنكه استثنا راجع با چيست بعضى گفتند:راجع است با جمله آنچه در مقدّمه رفت الّا آنچه ذكات و كشتن بر او نه افتد [١]و آن مردار [٢]است و خون [٣]و خوك اين دگر [٤]چيزها از اين انواع كه بر شمرد هركه او را دريابند و در او رمقى باشد و علامتش آن بود كه دست و پاى يا دنبال مىجنباند يا چشم بر هم زند [٥]و كارد به گلوى او برآرند [٦]او مذكّى باشد و كشتار و حلال و پاكيزه.و آنچه به خلاف اين بود مذكّى نباشد.و اين قول عبد اللّٰه عبّاس است و از اميرالمؤمنين على و از باقر و صادق [٧]روايت كردهاند و قول حسن بصرى است و قتاده و ابراهيم و ضحّاك و ابن زيد و عبيد بن عمير [٨].
بعضى دگر مفسّران گفتند:استثنا از تحريم است نه از محرّمات و گفتند معنى آن است كه فعل اين چيزها حرام است بر شما از اختناق و وقذ و ترديه و حمل بر مناطحه [٩].كه تزكيه حلال بود و بر اين قول استثناى منقطع باشد براى آنكه تزكيه از جملۀ معدودات نباشد و الّا به معنى لكن بود و ما مصدريه بود و التقدير الّا التّذكية و اين مذهب مالك است و جماعتى از اهل مدينه و اختيار جبّايى است.
و مالك را پرسيدند از گوسفند كه گرگ شكم او بدرد گفت:آن را ذكات نباشد و حلال نبود و مذهب بيشتر فقها آن است كه اگر دريابند آن را و در [١٠]حيات باشد و بكشند كشتار بود و آن را كه ندانند [١١]كه در [١٢]حيات است كشتار نبود و اين موافق قول ماست اگر گويند:چرا در آيت تكرار كرد [١٣]چون ذكر ميته كرد منخنقه و موقوذة و متردّية و نطيحة و اكيلة السّبع اين جمله مردار باشد،به لفظ ميته از او مستغنى بود؟گوييم آيت خطاب است با آنان كه اين چيزها را مردار نشناختند بل مردار آن شناختند كه روح از او جدا شود بىسببى و مماسّۀ چيزى و اين انواع [١٤]را كشتار
[١] .مر:اوفتد.
[٢] .مر:مرده.
[٣] .مر:سگ.
[٤] .اساس:ذكر،با توجّه به وز و تب تصحيح شود.
[٥] .ديگر نسخه بدلها:مىزند.
[٦] .آج،لب:براند.
[٧] .آج،لب:عليهما السّلام،مر،لت:عليهم السّلام.
[٨] .مر:عمر.
[٩] .مر+الّا آنچه آن را تزكيه كنيد.
[١٢] [١٠] .آج،لب،مر،لت:درو.
[١١] .آج،لب،مر،لت:ندانند.
[١٣] .مر:كند.
[١٤] .وز،مر:نوع.