روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨١ - ترجمه
او را ازين بازنشناسند نه تجويز اين وثاقه بردارد به مشاهدات و مؤدّى بود با سفسطه؟ گوييم اين بر استمرار نشايد جز بر سبيل خرق عادت تا معجز بعضى انبيا باشد يا بعضى ائمّه يا كرامت بعضى اوليا و صالحان.اگر گويند بر نصارى چرا مشتبه شد؟ گوييم در روايت چنان است كه چون قصد عيسى كردند ترسايان جمله بگريختند و او را رها كردند و با او كس نماند الّا آنكه شبه عيسى بر او افكند [١]چون او را كشتند [٢]كار عيسى [٣]بر ترسايان نيز مشتبه بود اگر گويند چگونه شايد كه خلقى بسيار كه عدد ايشان به اين حدّ باشد كه ترسايان هستند و جهودان خبر دهند از چيزى و مخبر به خلاف خبر باشد نه اين قول مؤدّى بود با [٤]آنكه وثاقت مرتفع شود به اخبار متواتر و اين مذهب سمنى باشد گوييم ايشان خبر كه دادند از ظنّ و اعتقاد خود دادند براى القاء شبه و آنكه از ظنّ خود و اعتقاد خود خبر دهد از چيزى،بر اطلاق نگويند كاذب است و خبر او را كذب بخوانند [٥]پس اين مؤدّى نباشد با بطلان اخبار وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ،و آنان كه در او اختلاف كردند يعنى در عيسى در حال القاى شبه ايشان به شكّ بودند كه آنكه او را كشتند عيسى است يا عيسى نيست حقتعالى گفت مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ ،ايشان را به اين علمى نبود إِلاَّ اتِّبٰاعَ الظَّنِّ ،الّا اين كه متابعت گمان كردند و اين استثنا منقطع باشد براى آنكه اتّباع ظنّ از جملۀ علم نبود.
زجّاج گفت وجه اختلاف ترسايان از آن بود كه بعضى ازيشان گفتند عيسى اله است او را كس نتواند كشتن و بعضى گفتند پسر خداست بر او راه نيابند و بعضى گفتند خدا نيست بل بندۀ خداست روا باشد كه او را بكشند چنان كه دگر پيغامبران را،ازين وجه مشتبه شد بر ترسايان.
و قوله: وَ مٰا قَتَلُوهُ يَقِيناً ،و نكشتند او را بيقين،در ضمير دو قول گفتند يكى آن راجع است با عيسى يعنى ايشان بيقين و حقيقت عيسى را نكشتند بل بدگمان [٦]بودند كه آن كشتۀ مصلوب عيسى است يا نيست!
[١] .وز،آج،لب،مر،لت:افكندند.
[٢] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:بكشتند.
[٣] .مر:و.
[٤] .آج،لب:يا،مر:به.
[٥] .تب،آج،مر،لت:نخوانند.
[٦] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:بر گمان.