روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٥ - ترجمه
و گمراه بكنم ايشان را و آرزو دهمشان [١]،بفرمايمشان تا ببرند گوشهاى چارپايان،و بفرمايمشان تا بگردانند آفريدۀ خداى،و هركه گيرد ديو را به دوست از فرود خداى زيانكار بود زيانكاريى روشن.
وعده مىدهد ايشان را و آرزو مىدهد و وعده ندهد [٢]ايشان را ديو مگر فريفتن.
ايشان را جايشان [٣]دوزخ است و نيابند [٤]از آن گشتنگاهى [٥].
و آنان كه ايمان آرند و كار نيك كنند ببريم [٦]ايشان را به بهشتها [٧]كه مىرود از زير آن جويها هميشه باشند در آنجا هميشه وعدۀ [٨]خداى بهدرستى،و كيست راستگيرتر [٩]از خداى به گفتار.
نيست به آرزوى شما و نه به آرزوى جهودان و ترسايان،هركه بدى كند [١٠]پاداش كنند [١١]او را به آن [١٢]،نيابد او را جز خداى يارى و نه ياورى.
و هركه كند از نيكيها از نرى يا ماده و او مؤمن باشد، ايشان در شوند [١٣]در بهشت و بيداد نكنند برايشان اندكى.
[١] .تب،آج،لب+و.
[٢] .تب:وعده نمىدهد.
[٣] .تب:ايسانند كه جايشان.
[٤] .تب:نمىيابند.
[٥] .تب:گريزگاهى.
[٦] .لت:در بريم.
[٧] .تب،آج،لب،لت:بهشتهايى.
[٨] .تب،آج،لب:وعده داد.
[٩] .آج،لب،راستتر.
[١٠] .تب:هركه بكند بدى.
[١١] .وز،تب،لت:پاداشت كنند.
[١٢] .تب،آج،لب،لت+و.
[١٣] .تب:در مىآيند.