روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
اعصار دون اهل هر عصرى على حدّه،براى آنكه عموم اقتضاى اين كند چون ايشان تخصيص كنند به اهل هر عصرى،ما را بود كه تخصيص كنيم به وجهى ديگر.
دگر آنكه:در آيت [١]بيان تحريم سبيلى است كه نه سبيل مؤمنان باشد،از كجا كه اتّباع سبيل مؤمنان واجب بود كه نه هرچه [٢]حرام نباشد بايد تا واجب بود، بل روا باشد كه مندوب بود يا مباح تا اتباع سبيل مؤمنان موقوف بود بر دليل.
دگر آنكه:اتّباع سبيل ايشان به شرط ايمان واجب باشد،و ما را دليلى دگر بايد جز آيت بر آنكه ايشان مؤمنند.دليلى كه ما را ايمن كند ازآنكه ايشان [٣]صفت مؤمنى بشوند،دگر [٤]وعيد متناول است آن را كه مشاقّۀ رسول كند و اتّباع راهى كه نه راه مؤمنان باشد على الجمع،از كجا كه بر انفراد متناول وعيد باشد،و خداى تعالى بر جمع گفت.
قوله: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ -الآية.بيشتر مفسّران برآنند كه آيت در شأن طعيمة [٥]بن ابيرق آمد آنگه كه برگشت و به مكّه رفت و مرتد شد و با سر بت پرستيدن شد،خداى تعالى گفت او را و آنان را كه از جنس او باشند از انواع مشركان از آنان كه بتپرستند،يا با خداى تعالى شريكى كنند از ثنويان و جهودان و ترسايان كه گفتند [٦]: عُزَيْرٌ ابْنُ اللّٰهِ، و اَلْمَسِيحُ ابْنُ اللّٰهِ [٧]...،و إِنَّ اللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَةٍ [٨]... ،و آيت اگرچه [٣٤٢-ر]وارد بر سببى معروف است،حكم آيت متعدّى است به اجماع امّت از او به ديگران،تا هركه شرك آورد او مغفرت نيابد،و هركه دون شرك آرد از فسق و ساير معاصى،مغفرت به او رسد اگر خداى تعالى خواهد،و كار او در اين باب موقوف بر مشيّت باشد،اگر خداى تعالى خواهد او را بيامرزد بىتوبه از فضل و كرم و عفو او نيكوست،و اگر خواهد تا به گناهش عقوبت كند او را هست كه كند و عدل [٩]
[١] .لت:آنكه آيت در.
[٢] .مت:كه هرچه،مر+موجب هرچه.
[٣] .تب،آج،لب،مر،لت+از.
[٤] .مر:ذكر.
[٥] .اساس،وز،تب،آج،لب،مر،لت:طعمه،با توجّه به مت و موارد مشابه در صفحات قبلى تصحيح شد.
[٦] .مت:گفت.
[٧] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٠.
[٨] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٧٣.
[٩] .اساس،مت:عدول،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.