پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - تفسير آيات
نهمين آيه به دنبال فرمان هاى الهى دهگانهاى است كه در آيات قبل از آن آمده است- در مورت ترك شرك، نيكى كردن به پدر و مادر، ترك فرزند كشى، و به طور كلّى ريختن خون بى گناهان، و اعمال زشت ديگر- و در پايان همه آنها مىفرمايد: «اين راه مستقيم من است از آن پيروى كنيد و از راه هاى مختلف- و قوانين نادرست ديگر- پيروى نكنيد كه شما را از حق دور مىسازد، اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مىكند تا پرهيزكار شويد» وَ انَّ هذا صِراطى مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ. [١]
از اين تعبير به خوبى روشن مىشود كه «صراط مستقيم» همان حكم و قانون و فرمان الهى است، و هر آنچه غير از آن است، راههاى كج و معوج و نادرستى است كه مردم را از صراط مستقيم خداوند دور مىسازد و نيز از اين تعبير استفاده مىشود كه پيمودن راه هاى ديگر، مايه تفرقه و پراكندگى و اختلاف است؛ دليل آن هم روشن است؛ زيرا نظر انسان ها حتّى دانشمندان بزرگ در تشخيص مصالح و مفاسد كارها با هم تفاوت بسيار دارند، هر گاه قانون گذارى به دست انسان ها سپرده شود دائماً اختلاف و پراكندگى بر جوامع انسانى حاكم خواهد بود.
ابن مسعود در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند: «كه پيامبر خط مستقيمى كشيد؛" سپس فرمود:" اين راه صحيح است"، سپس از طرف راست و چپ آن، خطوط مختلفى كشيد و فرمود:" اينها راه ها (متفرّق) است، در كنار هر يك از آنها شيطانى نشسته كه افراد را به سوى آن مىكشد!» [٢] در دهمين و آخرين آيه مورد بحث، گر چه مستقيماً سخنى از مسأله انحصار قانون گذارى به خداوند به ميان نيامده ولى تعبيرى دارد كه از آن به خوبى استفاده مىشود موردى براى قانون گذارى غير خدا وجود ندارد؛ مىفرمايد: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاويدان) شما پذيرفتم» الْيَوْمَ
[١]. سوره انعام، آيه ١٥٣ ..
[٢]. تفسير فخر رازى، جلد ١٤، صفحه ٣.