پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥ - پيوند «امامت» و «حكومت»
پيوند «امامت» و «حكومت»
در جلد سابق از پيام قرآن (جلد نهم)، سخن از مسأله «امامت و ولايت» از ديدگاه قرآن مجيد در ميان بود؛ و از آنجا كه مسأله «امامت» از مسأله «حكومت»؛ جدا نيست؛ بلكه از يك نظر، روح امامت و ولايت همان حاكميت بر نفوس و ابدان، و هدايت آنها به صراط مستقيم و حركت به سوى كمال و سعادت است؛ به همين دليل لازم بود به دنبال بحث «امامت»، بحث «حكومت اسلامى» مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار گيرد؛ چرا كه در غير اين صورت بحث امامت و ولايت كامل نخواهد شد.
مگر در مورد حضرت مهدى (عج) مهمترين ويژگى را همان اقامه «حكومت واحد عدل جهانى» نمىشماريم؟ يعنى همان چيزى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و همه امامان معصوم در صدد آن بودند؛ و شرايط خاص زمان و مكان اجازه وصول به آن را نداد؛ هر چند پايه گذارى هاى لازم براى اين كار انجام گرفت؛ آرى همه به دنبال تشكيل حكومت عدل الهى بودند. با اين حال چگونه مىتوان بحث «حكومت» را از بحث «امامت» جدا ساخت؟ از اين گذشته نخستين كارى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بعد از پيروزى هاى اوليه انجام داد: «تشكيل حكومت اسلامى»؛ بود و آن را يكى از اركان؛ مهم اسلام بلكه ضامن اجراى تمام قوانين آن مىشمرد.
جانشينان پيامبر صلى الله عليه و آله چه آنها كه به حق جانشين او بودند، و چه آنها كه به ناحق بر كرسى خلافت تكيه زدند، همگى خود را موظف به تشكيل يا ادامه حكومت اسلامى مىدانستند.
مردم كوفه از امام حسين عليه السلام براى تشكيل حكومت حق و مبارزه با غاصبان حكومت دعوت كردند؛ و اگر آن حضرت با پيمان شكنى و سستى و بى وفايى آنها روبرو نمىشد؛ پرچم حكومت عدل اسلامى به دست با كفايت آن حضرت به اهتزاز در مىآمد. لذادر روايات ائمّه معصومين عليهم السلام و نهج البلاغه تعبيرات زيادى ديده ميشود كه نشان مىدهد؛ دشمنان آنها حق آنان را غصب كردند؛ اين حق چيزى جز «حكومت عدل اسلامى» نبود.