پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩ - داستان «جزيه»
كتاب به خصوص «يهود» موضع بسيار سختى در برابر اسلام داشته اند، در جنگ احزاب و پارهاى از جنگ ها با دشمنان ديگر هم آواز شدند به علاوه در بعضى از جنگ ها مانند خيبر در برابر مسلمين ايستادند و توطئه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله را چيدند و براى مشركان جاسوسى مىكردند.
با توجّه به اينكه آيه فوق از آيات سوره توبه است و مىدانيم سوره توبه در سال نهم هجرت نازل شده در آن هنگام كه مسلمانان غزوات اسلامى را پشت سر گذارده بودند و لازم بود اسلام موضع خود را در برابر همه مخالفان مشخص كند. نخست به مشركان اخطار كرد كه وضع خود را مشخص كنند، در برابر آنها كه پيمان خود را شكسته بودند اعلان جهاد داد مگر اينكه تسليم شوند، و در مورد آنها كه به عهد خود وفادار بودند، وفادارى تا پايان مدّت قرار داد را اعلام نمود (اين مطلب در آيات نخستين سوره منعكس است).
سپس به اهل كتاب كه دائماً با مشركان همكارى داشتند در آيه مورد بحث اعلام جنگ مىنمايد و آنها را با سه جمله توصيف مىكند:
نخست اينكه آنها نه به خدا ايمان دارند و نه به روز جزاء لايُؤمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لابِالْيَوْمِ الآخِر.
درست است كه ظاهراً يهود و نصارى مبدأ و معاد را پذيرفتند ولى از يك سو آنها را با خرافات آلوده ساخته، از توحيد روى برتافته و به تثليت و شرك روى آوردند و معاد را غالباً منحصر در معاد روحانى مىدانستند و مهم تر اينكه ايمان به مبدأ و معاد بازتابى در اعمالشان نداشت و آلودگى آنان به حدّى بود كه گويى ايمان به مبدأ و معاد ندارند.
دوّم اينكه «آنها حرام الهى را حرام نمىشمردند» وَلا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُه.
تاريخ آنها گواهى مىدهد كه در عمل غالباً پايبند به محرمات نبودند و گناهانى را مرتكب مىشدند كه در همه شرايع آسمانى حرام شناخته شده بود و دين خدا تنها به صورت تشريفات در ميان آنها بود (همانگونه كه امروز دين در ميان آنهافقط يك مسأله