پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - نتيجه
نتيجه
از مجموع آنچه در آيات بالا آمد به خوبى استفاده مىشود كه پايه حكومت اسلامى بر صلح و صفا و دوستى است و قرآن مجيد آن را به عنوان يك اصل در همه جا شناخته؛ در مورد بيگانگان، و در مورد دوستان و حتّى در درون خانه و خانواده و آحاد مردم؛ و اگر موجباتى براى تحميل جنگ پيش نيايد هرگز جنگ را تصويب نمىكند.
ولى اين به آن معنا نيست كه مسلمانان آمادگى جنگى خود را از دست دهند تا دشمن تشويق به تهاجم گردد و نيز به آن معنا نيست كه صلح ذليلانه و از موضع ضعف را توصيه مىكند، چرا كه اين هر دو از عوامل جنگ است نه صلح ريشه دار و عادلانه.
در روايات اسلامى نيز هر گونه تلاش و كوشش در تأمين صلح و سلام در جوامع انسانى مورد تأكيد قرار گرفته تا آنجا كه در حديثى مىخوانيم: «اجْرُ الْمُصْلِحِ بَيْنَ النّاسِ كَالْمُجاهِدِ فى سَبيلِ اللَّهِ»: «پاداش كسى كه صلح و صفا در ميان مردم ايجاد كند، همچون پاداش مجاهدان در راه خدااست».
يعنى تصور نكنيد آن همه پاداش هاى عظيمى كه براى مجاهدان در راه خدا ذكر شده است شامل مصلحان نمىشود، تلاشگران صلح همچون سنگرنشينان ميدان جهاداند.
در حديث ديگرى از اميرمؤمنان مىخوانيم: «مِنْ كَمالِ السَّعادَةِ السَّعى فى صَلاح الْجُمْهُور»: «نهايت سعادت اين است كه انسان براى اصلاح تودهها تلاش كند» [١]، ممكن است اين حديث مفهوم وسيعى داشته باشد كه هر گونه صلاح اجتماعى را شامل شود ولى بىشك صلح در برابر جنگ را در بر مىگيرد.
در فرمان مالك اشتر كه جامعترين منبع براى بحث هاى مربوط به حكومت اسلامى است درباره گرايش به صلح چنين آمده است:
«وَلا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعاكَ الَيْهِ عَدُوُّكَ وَ لِلّه فيهِ رِضىً فَانَّ فِى الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ وَ راحَةً
[١]. غرر الحكم (به نقل از ميزان الحكمة، جلد ٥، صفحه ٣٦٣) ..