پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١ - تفسير آيات
با توجه به آنچه گفته شد به آيات باز مىگرديم آيه نخست، حاكميّت و حكومت و امر و نهى و همچنين ولايت را، مخصوص خدا شمرده است و مىفرمايد: «آنها هيچ ولىّ و سرپرستى جز او ندارند و هيچ كس را در حكم خود شريك نكرده است» ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا يُشْرِكُ فى حُكْمِهِ احَداً. [١]
در واقع صدر و ذيل آيه به منزله علّت و معلول است؛ زيرا هنگامى كه ولايت مخصوص خدا باشد طبيعى است كه حكم و فرمان و قانون نيز منحصر به او باشد، نا گفته پيدااست، كه «حكم» در اينجا هم امر و نهى را شامل مىشود و هم قضاوت و هم حكومت را؛ چرا كه همه اينها از شاخههاى ولايت است، و چون ولايت منحصر به اواست؛ پس حكم هم از آن اواست؛ بلكه بعضى معتقدند حاكميّت تكوينى خداوند بر عالم آفرينش را نيز شامل مىشود؛ چرا كه ولايت او در عالم تشريع و تكوين هر دو ثابت است؛ پس حاكميّت او نيز عموميّت دارد.
در آيه دوّم سخن از داورى خدااست و مىفرمايد: «در هر چيز اختلاف كنيد، داوريش با خدااست» وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فيهِ مِنْ شَيئٍ فَحُكْمُهُ الَى اللَّهِ. [٢]
و در ذيل آيه مىفرمايد: «اين است خداوند پروردگار من، تنها بر او توكّل كردم و تنها به سوى او باز مىگردم» ذ لِكُمُ اللَّهُ رَبّى عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ الَيْهِ انيبُ.
چون همه چيز (مخصوصاً حكم و داورى) به دست اواست، تنها بايد بر او توكّل كرد و به سوى او بازگشت نمود.
از آنجا كه داورى و قضاوت از حكم و قانون جدا نيست- و به اصطلاح بسيارى از موارد نزاع از قبيل شبيه حكميه است، نه شبهه موضوعيّه- معلوم مىشود كه حكم و فرمان و قانون نيز فقط به دست اواست.
[١]. سوره كهف، آيه ٢٦ ..
[٢]. سوره شورى، آيه ١٠ ..