پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣ - حكومت اسلامى و مسأله صلح
حكومت اسلامى و مسأله صلح
بى شك جنگ و خونريزى و ويرانگرى نه تنها با فطرت سليم انسان سازگار نيست؛ كه با قوانين جهان هستى نيز هماهنگ نمىشود.
جنگ يك نوع بيمارى و انحراف و توسّل به خشونت براى رسيدن به اهداف ظالمانه است، حتّى جنگ هاى مقدّسى كه جنبه دفاع از حق و عدالت را دارد؛ به دنبال انحراف گروهى از صراط مستقيم به وجود مىآيد؛ و گاه بر افراد و امّت هاى سالم تحميل مىشود.
محصول جنگ هميشه اتلاف نفوس و سرمايهها و ويرانى شهرها و آبادى ها و تشديد خصومت ها و دشمنى هااست به همين دليل تا ممكن است نبايد به سراغ اين كار رفت، بلكه بايد نفوس انسانى و نيروهاى خداداد در راه آبادانى جامعهها صرف كرد.
مىدانيم در درون وجود انسان يك جهاد و پيكار دائمى برقرار است و آن در برابر هجوم ميكرب هاى بيمارى زاى خارجى است، گلبول هاى سفيد خون كه سربازان مدافع و هوشيار كشور تن هستند از يك سو، و انواع ميكروب هائى كه از طريق آب و هوا و غذا و بريدگىهاى پوست بدن وارد مىشود از سوى ديگر، در اين پيكار شركت دارند.
اين جنگ نيز در حقيقت جنبه دفاعى دارد و اگر در محيط و شرايطى قرار بگيريم كه ميكرب ها به اين كشور حملهور نشوند، اين جنگ نيز فروكش خواهد كرد.
آن گروه از متفكران كه در خدمت منافع استعمار گران اند؛ گاه تلاش مىكنند كه جنگ را چيزى موافق طبع بشر قلمداد كنند، و به متجاوزان اجازه توسّل به زور براى اهداف