پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠ - آزار بدنى براى كشف اطلاعات!
ضرب و شكنجه گرفته شود بى اعتبار است و هيچ ارزش شرعى و قانونى ندارد.
در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «مَنْ اقَرَّ عِنْدَ تَجْريدٍ اوْ تَخْويفٍ اوْ حَبْسٍ اوْ تَهْديدٍ فَلا حَدَّ عَلَيْهِ»: «كسى كه هنگام برهنه كردن او يا ترساندن يا حبس و تهديد اقرار كند حدّى بر او نيست»! [١] ولى اگر متهم غير از گناهى كه متهم به آن شده و ثابت نگرديده گناه واضح ديگرى مرتكب شده باشد، مىتوان او را به خاطر آن تعزير كرد؛ مثل اينكه سارقى را به هنگام ورود در خانه ديگرى دستگير كنند در حالى كه سرقت او ثابت نشده باشد؛ حال اگر او را به خاطر ورود بدون اجازه در خانه ديگرى تعزير نمايند و او به گمان اينكه تحت فشار قرار گرفته اعترافاتى كند و از قراين صدق آن اعترافات ثابت شود- مثل اينكه اجناس مسروقه را با نشانى هايى كه او داده است پيدا كنند- اين اعتراف مىتواند داراى ارزش باشد؛ چرا كه قرائن قطعيه نشان داده كه اعترافى است مطابق به واقع و مقرون به صحّت.
در مورد جاسوسان بيگانه نيز مىتوان از اين طريق استفاده كرد؛ حتّى اگر كار قطعى خلافى انجام نگرفته باشد ولى حاكم شرع يقين يا ظنّ قوى دارد كه نزد او اطلاعات بسيار مهمى است كه در سرنوشت كشور اسلام و مسلمين دخالت دارد، در چنين حالى مىتوان او را تحت فشار قرار داد؛ ولى فشارهايى كه ضدّ انسانى نباشد.
در داستان حاطِب بن ابى بَلْتَعَه كه قبلًا اشاره شد خوانديم كه وقتى ساره آن زن جاسوس حاضر نشد نامهاى را كه با خود براى اهل مكّه داشت تسليم على عليه السلام كند و قوياً آن را انكار مىكرد آن حضرت شمشير به روى او كشيد و او را سخت ترسانيد كه اگر نامه را ندهى تو را به قتل مىرسانم، او هم ترسيد و نامه را از لابلاى موهايش بيرون آورد و تسليم كرد؛ اين اعتراف از طريق فشار روحى به دست آمد و مقرون به صحّت بود.
معلوم است اين گونه فشارها در اين گونه موارد نه بر خلاف عقل است و نه برخلاف
[١]. وسايل، جلد ١٨، حديث ٢، باب ٧ از ابواب حد السرقة ..