پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١ - آزار بدنى براى كشف اطلاعات!
شرع؛ چرا كه اهميّت مسأله در حدّى است كه اين مقدار فشار را تجويز مىكند و در همان داستان اگر خبر آمادگى پيامبر صلى الله عليه و آله براى فتح مكّه به مشركان قريش مىرسيد بى شك خونريزى وسيعى در آن شهر به راه مىافتاد، بى آنكه نتيجه جنگ تغيير كند.
در داستان قضاوت هاى على عليه السلام نيز موارد متعدّدى مىيابيم كه در بعضى از موارد كه مسأله مهمى مطرح بوده و مجرمان حاضر به اقرار نبودهاند، امام با فشارهايى شبيه آنچه در بالا آمد مطلب را كشف مىفرمود؛ مثلًا در داستان معروف دو نفر كه با هم دعوا داشتند و هر يكى ادعا مىكرد او آقااست و ديگرى غلام اواست، امام فرمود: «دو سوراخ در ديوار ايجاد كنند و هر كدام از آنها سر خود را در يكى از آن سوراخ نمايند» و على عليه السلام فرمود: «اى قنبر شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله را بياور و آن را در دست بگير و گردن غلام را بزن!»
آن كس كه واقعاً غلام بود ناگهان متوحش شد و سر خود را بيرون كشيد، على عليه السلام به او فرمود: «مگر تو نگفتى كه غلام نيستى و مولا هستى؟!» او چارهاى جز اقرار و اعتراف به حق نديد. [١] شك نيست كه اين فشار سبب ناراحتى غلام شد؛ ولى براى كشف يك واقعيّت مهم حقوقى اين مقدار فشار مجاز است، در مسائل اطلاعاتى نيز مطلب همين گونه است، بلكه از آن برتر و بالاتر مىباشد.
به تعبير ديگر قانون اهم و مهم و تزاحم واجبات و محرمات اين فشار و مانند آن را در اين گونه مسائل مجاز مىشمرد.
ولى هرگز نبايد با اين بهانه اجازه داد كه از اين قانون سوء استفاده شود و افراد متهم را تحت فشارهاى شديد و شكنجههاى طاقت فرسا قرار دهند و يا با كمترين سوء ظن استفاده از اين استثنا را براى خود مباح شمرند.
نبايد فراموش كرد اين يك استثناء است، و جز در موارد ضرورت آن هم با رعايت جهات
[١]. وسايل، جلد ١٨، باب ٢١ از ابواب كيفية الحكم، حديث ٤، صفحه ٢٠٨ ..