پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠ - ٥- رفتار انسانى با زندانيان
يَرُدُّوهُم»: «على عليه السلام زندانيانى را كه به خاطر بدهكارى يا اتّهام ديگرى به زندان افتاده بودند، به نماز جمعه مىآورد تا در آن حضور يابند و از اولياى آنان تضمين مىگرفت كه آنها را به زندان بازگردانند» (درست شبيه بعضى از مرخّصىهايى كه امروز در بعضى كشورهاى اسلامى معمول است). [١] از حديث ديگرى استفاده مىشود كه على عليه السلام هر جمعه سرى به زندان مىزد، آنهايى كه در انتظار اقامه حدّ بودند، اجراى حدّ بر آنها مىكرد (و آزاد مىكرد) و كسى را كه حدّى بر او نبود آزاد مىساخت. [٢] از گوشه و كنار آيات و روايات و احكامى كه در اين زمينه وارد شده مىتوان دستورات جامعى را استنباط و تنظيم كرد، به عنوان نمونه:
١- هنگامى كه عبدالرّحمن بن ملجم قاتل على عليه السلام را گرفتند و به زندان افكندند، امام درباره مدارا كردن با او توصيه فرمود: از جمله به فرزندان و اطرافيانش چنين گفت:
«اطْعِمُوهُ وَ اسْقُوهُ و احْسِنُوا اسارَهُ»: «به او غذا بدهيد و سيرابش كنيد، و به طرز شايستهاى او را در اسارت خود نگهداريد». [٣] معروف اين است كه هنگامى كه امام در آن حال كه فرق مباركش شكافته و در بستر افتاده بود، گاه بيهوش مىشد و گاه به هوش مىآمد، امام حسن عليه السلام كاسهاى از شير به دست آن حضرت داد، حضرت گرفت و اندكى نوشيد و فرمود: «بقيّه آن را به ابن ملجم (زندانى خود) بدهيد». [٤] مرحوم علّامه مجلسى در حديث ديگرى نقل مىكند كه وقتى ابن ملجم را خدمت على عليه السلام بردند سخنانى به او فرمود؛ سپس به فرزندش حسن عليه السلام چنين گفت: «ارْفِقْ يا وَلَدى بِاسيرِكَ وَارْحَمْهُ وَ احْسِنْ الَيْهِ و اشْفِقْ عَلَيْهِ، الا تَرى الى عَيْنَيْهِ قدْ طارَتا الى امِّ رَأْسِهِ وَ
[١]. مستدرك، جلد ١٧، صفحه ٤٠٣، حديث ١ ..
[٢]. ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٢٥٠ ..
[٣]. بحار، جلد ٤٢، صفحه ٢٣٩ ..
[٤]. بحار، جلد ٤٢، صفحه ٢٨٩ ..