پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - ٣- حكومت الهى،
تاريخ از اين گونه حكومتهاى خودكامه بسيار به خاطر دارد؛ و قرآن مجيد در آيات مختلف اشارات متعددى به آنها دارد؛ كه با ملت خويش به صورت بردگان و حتى بدتر از آن رفتار مىكردند، و اصولًا يكى از اهداف قيام انبياء مبارزه با اين خودكامگان ونجات مردم از چنگال آنها بوده است.
٢- در مورد حكومت شورايى و به اصطلاح حكومت مردم بر مردم نيز بعضى از اشارات در قرآن ديده مىشود؛ هر چند به طور كامل همانند آنچه امروز بهاين عنوان شناخته مىشود نيست. در سوره «نمل» آيه ٣٢ در داستان سليمان و ملكه سبا مىخوانيم: هنگامى كه نامه سليمان به او رسيد مشاوران خود را جمع كرد و جريان نامه را براى آنها شرح داد و گفت: «اى اشراف! نظر خود را در اين امر مهم به من بازگو كنيد، كه من درباره هيچ كار مهمى، بدون حضور (ومشورت) شماتصميم نگرفتهام» قالَتْ يا ايُّها الْمَلَؤُ افْتُونى فى امْرى ما كُنْتُ قاطِعَةً امْراً حَتّى تَشْهَدُونِ.
به يقين در آن زمان نه انتخاباتى در كار بود و نه آراء مردمى؛ ولى همين اندازه كه او در كارهايش مقيّد به شورا بود چهره كمرنگى از حكومت شورايى را نشان مىداد.
اضافه بر اين، مسأله شورا و مشورت يكى از برنامههاى مؤكد اسلام در امور اجتماعى و حكومتى است. چنانكه قرآن درباره مؤمنان راستين مىگويد: وامْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ: «كارهاى آنهابه صورت مشورت در ميان آنهااست» [١] و حتى به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دستور مىدهد كه در كارهايش با مؤمنان مشورت كند: وَ شاوِرْهُمْ فِى الامْرِ. [٢]
حكومت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هر چند از نوع حكومت الهى بود، اما با اين حال مأمور به مشورت با مردم بوده است تا بعد مردمى آن نيز حفظ شود.
٣- اما در مورد حكومت هاى الهى در قرآن مجيد بحث هاى فراوانى ديده مىشود. در مورد حضرت داوود عليه السلام كه حكومت عظيمى داشت، مىفرمايد: وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشاءُ: «و خداوند حكومت و دانش را به او بخشيد؛ و از آنچه مىخواست به او
[١]. سوره شورى، آيه ٣٨ ..
[٢]. سوره آل عمران، آيه ١٥٩ ..