پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩ - همزيستى با پيروان مذاهب ديگر در روايات اسلامى
" اين از كمال حسن معاشرت است كه انسان هنگامى كه همسفرش از او جدا شد، كمى او را بدرقه كند، اين گونه پيامبر ما به ما دستور داده است".
مرد ذمّى ازروى تعجّب پرسيد:" راستى چنين است؟!" امام فرمود:" آرى، مرد ذمّى گفت:
" بنابراين كسانى كه از او پيروى مىكنند به خاطر همين اعمال بزرگوارانه اوست، و من گواهى مىدهم كه به دين توام!"» [١] ٣- در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «مَنْ ظَلَم مُعاهَداً وَ كَلَّفَهُ فَوْقَ طاقَتِهِ فَانا حَجِيجُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»: «هر كس بر غير مسلمانى كه پيمان (دوستى و همزيستى) با مسلمانان دارد ستم كند، يا به او بيش از توان و قدرتش تكليف نمايد در روز قيامت، من خودم طرف حساب او هستم، و حقّ او را مطالبه مىكنم»! [٢] ٤- در حديث ديگرى كه در كتاب خراج ابويوسف آمده است مىخوانيم: «حكيم بن حزام مشاهد كرد كه عياض بن غنم جمعى از اهل ذمّه را در آفتاب نگه داشته به خاطر اينكه جزيه خود را نپرداخته بودند- و از اين طريق مىخواست آنها را تحت فشار قرار دهد- حكيم گفت:" اى عياض! اين چه كارى است مىكنى؟ من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود:" انَّ الَّذينَ يُعَذِّبونَ النّاسَ فِى الدُّنْيا يُعَذِّبُونَ فِى الآخِرَةِ":" كسانى كه مردم را در دنيا آزار مىدهند خداوند آنها را در آخرت مجازات خواهد كرد"». [٣] اين مسأله به قدرى در ميان مسلمين معروف بود كه از عمر بن عبدالعزيز نقل مىكنند كه: «يكى از فرماندارانش به نام على بن ارطاة به او نوشت:" گروهى نزد ما هستند كه خراجشان را بدون اينكه آنها را آزار دهند و ايذاء كنند نمىپردازند"، عمر بن عبدالعزيز به او نوشت:" راستى بسيار عجيب است كه تو از من اجازه مىخواهى انسانى را شكنجه كنى! گويى من سپر تو در مقابل عذاب الهى هستم و گويى اجازه و رضايت من تو را از عذاب الهى
[١]. بحار الانوار، جلد ٤١، صفحه ٥٣ ..
[٢]. فتوح البلدان بلاذرى، صفحه ١٦٧ ..
[٣]. الخراج، صفحه ١٢٤ ..