پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - تفسير و جمع بندى
انجام مىشود نه در مورد همه اسيران. [١] از آنچه گفتيم روشن مىشود كه حكم آيه منسوخ نيست و دليل بر نسخ آن داريم و اگر بعضى از احكام مربوط به اسراء در آن نيامده دليلى داشته است.
در دوّمين آيه اشارهاى به چگونگى گرفتن اسيران مىكند، و مىفرمايد: «هيچ پيامبرى حق ندارداسيرانى (از دشمن) بگيرد تازمانى كه كاملًابرآنها غلبه كند»: ما كانَ لِنَبىٍّ انْ يَكُونَ لَهُ اسْرى حَتّى يُثْخِنَ فِى الارْضِ. [٢]
تعبير به «يُثْخِنَ فِى الارْضِ» چنانكه قبلًا هم اشاره شد، به معنى مبالغه در خونريزى و كشتار دشمن نيست؛ بلكه با توجّه به كلمه «فى الارض» روشن مىشود كه منظور محكم كردن جاى پا در زمين و برترى كامل بر دشمن و سيطره بر منطقه است، و اگر فرضاً به معنى خونريزى باشد، تا زمان به زانو در آوردن دشمن است.
در واقع اين تعبير دقيقاً شبيه چيزى است كه در ذيل آيه آمده است كه مىفرمايد:
حَتّى تَضَعَ الحَرْبُ اوزارَها [٣]: «تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد» و آن گواه خوبى بر تفسير مااست.
نكته مهم اين است كه اين هشدار كه به مسلمانان در مورد پرهيز از گرفتن اسير قبل از تحقّق يافتن اهداف جنگ داده است، به خاطر اين است كه بعضى از تازه مسلمانان، تمام هدفشان در جنگ گرفتن اسير بود، تا به هنگام گرفتن فديه در مقابل آزادى آنان به نوايى برسند؛ و اين كار، گاه سبب مىشد كه خطرات جنگ را ناديده بگيرند و به مسائل جنبى بپردازند و از اين راه ضربه كارى بر پيكر لشكر اسلام وارد شود؛ همان گونه كه در جنگ احد در مورد گرفتن غنائم رخ داد.
[١]. فخرِ رازى در تفسير اين آيه در مورد عدم ذكر قتل و استرقاق (برده ساختن) در آيه فوق نيز مطلبى دارد كه تا حدى شبيه چيزى است كه در متن آورديم (تفسير فخر رازى، جلد ٢٨، صفحه ٤٤) ..
[٢]. سوره انفال، آيه ٦٧ ..
[٣]. سوره محمّد، آيه ٤ ..