پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥ - لزوم سازمان هاى اطلاعاتى در روايات اسلامى
نمىمانده است.
شبيه همين معنى در نامه ديگرى از امام عليه السلام درباره منذربن جارود والى استخر ديده مىشود، در اين نامه چنين مىفرمايد: «شايستگى پدرت مرا نسبت به تو گرفتار خوشبينى ساخت، و گمان كردم تو هم در طريق هدايت پدر، گام بر مىدارى و همان راه او را مىپيمايى! «فَاذا انْتَ فيما رُقِّىَ الَىَّ عَنْكَ لاتَدَعُ لِهَواكَ انْقِياداً وَلا تُبْقى لِآخِرَتِكَ عَتاداً، تَعْمُرُ دُنياكَ بِخَرابِ آخِرَتِكَ وَ تَصِلُ عَشيرَتَكَ بِقَطيعةِ دينِكَ»: «ناگهان به من خبر دادند كه تو در پيروى از هوا و هوس فرو گذار نمىكنى و براى آخرت چيزى باقى نمىگذارى! دنياى خود را با ويرانى آخرتت آباد مىسازى، و پيوند خود را با خويشاوندانت به قيمت قطع دين خود برقرار مىكنى»! [١] از روايات استفاده مىشود كه او خيانت در بيت المال كرده و چهار صد هزار درهم را به نفع خود و بستگانش اختلاس نمود! امام عليه السلام او را از آنجا عزل كرد و مدّتى در زندان انداخت. [٢] در اينجا نيز مىبينيم مأموران خبر رسانى، خيانت پنهانى يك فرماندار را كشف كرده و به امام عليه السلام گزارش مىدهند و امام عليه السلام در برابر آن عكس العمل شديد نشان مىدهد.
٨- در تاريخ زندگى امام حسن مجتبى عليه السلام آمده است كه بعد از شهادت پدرش على عليه السلام و بيعت كردن مردم با آن حضرت، معاويه دو جاسوس فرستاد: يكى به سوى بصره، و ديگرى به سوى كوفه كه اخبار اين دو شهر را دقيقاً براى او بنويسند و براى بر هم زدن امر خلافت امام حسن مجتبى عليه السلام با استفاده از منافقان آنچه در تلاش دارند مضايقه نكنند؛ ولى دستگاه ضدّ جاسوسى امام حسن عليه السلام اين موضوع را كشف كردند، جاسوسى كه به كوفه رفته بود دستگير و اعدام شد، و نامهاى- با ذكر مشخصات- به بصره فرستاده و نفر دوّم را نيز دستگير كردند و به مجازات رساندند، سپس نامهاى به معاويه مرقوم فرمود كه تو
[١]. نهج البلاغة، نامه ٧١ ..
[٢]. سفينة البحار، مادّه «نذر» ..