پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - ولايت خبرى و انشائى
مخصوص خدااست، تنها كارى كه مىكنند، اين است كه از ميان كسانى كه خداوند حقّ ولايت به آنها داده است يكى را انتخاب كرده و اعلام حمايت و پشتيبانى از او مىكنند؛ و اگر تعبير انتخاب مىشود، اين انتخاب مفهومى غير از آنچه در دنياى مادّى مىبخشد دارد، و قرائن حاليّه و مقاليّه گواه بر اين حقيقت است كه ماهيّت اين دو انتخاب كاملًا با هم متفاوت است (دقت كنيد).
بنابراين همان گونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام قبل از بيعت مردم، ولىّ خدا بود؛ كه طبق صريح آيه ولايت انَّما وَليُّكُمْ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتونَ الزَّكاة وَ هُمْ راكِعُونَ [١] اين ولايت را خدا به على عليه السلام داده بود؛ و طبق حديث متواتر غدير و جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىُّ مَوْلاهُ»؛ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در غدير خم رسماً او را از سوى خدا به اين مقام منصوب كرد؛ ولى بيعت مردم با ديگران سبب شد كه او مدّتى نتواند ولايت خويش را اعمال كند؛ و تنها بعد از بيعت مردم با او بود كه امكان اعمال اين ولايت حاصل شد. آرى مردم زمينههاى اجرائى را فراهم كردند، نه اينكه مقام ولايتاو رابه فعليّت برسانند.
در مورد فقها نيز مسأله همين طور است؛ آنها طبق دلايلى كه خواهد آمد هر گاه علاوه بر اجتهاد و عدالت، مدير و مدبّر و آگاه به زمان و شرايط آن باشند؛ داراى ولايت فعليّه از سوى خداوند هستند؛ ولى اعمال اين ولايت نياز به مقدّماتى دارد كه از همه مهم تر حمايت مردمى است.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز در زمانى كه در مكّه بود نتوانست تشكيل حكومت الهيه بدهد؛ تنها در زمانى كه وارد مدينه شد و حمايت مردمى به قدر كافى فراهم گشت و موانع برطرف گرديد تشكيل حكومت داد؛ ولى اين بدان معنى نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه مقام ولايت را نداشت؛ و در مدينه از سوى مردم به او داده شد. (باز هم دقت بفرماييد).
ولايت خبرى و انشائى
بعضى معتقداند علمايى كه در مسأله ولايت فقيه سخن گفتهاند دو ديدگاه مختلف
[١]. سوره مائده، آيه ٥٥ ..