پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - چه كسى حقّ داورى و قضاوت دارد؟
مىكنيم:
١- در آيه ٥٧ سوره «انعام» مىخوانيم: انِ الْحُكْمُ الّا لِلّهِ يَقُصُ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِيْنَ: «حكم و فرمان، تنها از آن خدااست! حق را از باطل جدا مىكند؛ و او بهترين جدا كننده (حق از باطل) است».
همين تعبير انِ الْحُكْمُ الا لِلّهِ بدون جمله ذيل آن در سوره «يوسف» آيه ٤٠ آمده است.
البته آنچه در سوره «يوسف» آمده است ممكن است مفهوم گستردهترى داشته باشد كه هم حكومت را شامل شود و هم قضاوت و داورى را؛ ولى آنچه در آيه بالا آمد به قرينه ذيل آن كه اشاره به فصل خصومت ها و پايان دادن به نزاع ها دارد، بيشتر ناظر به مسأله داورى است.
گروهى از مفسّران مانند طبرسى در مجمع البيان و فخر رازى در تفسير كبير نيز بر اين معنى انگشت گذاردهاند. [١]
٢- در آيات ٤٤ و ٤٥ و ٤٧ از سوره «مائده» به ترتيب مىخوانيم: وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما انْزَلَ اللَّهُ فَاولئِكَ هُمُ الْكافِرونَ ... فَاولئِكَ هُمُ الظّالِمونَ ... فَاولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ: «و آنها كه به آن چه خدا نازل كرده است نمىكنند، كافراند ... ستم كاراند ... فاسقاند»!
كافرهستند به خاطر اينكه از خطّ توحيد (توحيد حاكميّت) خارج شدهاند. ظالم اند به خاطر اينكه به خود و ديگران ستم مىكنند؛ چرا كه از مصالح قطعى احكام الهى محروم مىمانند و به گرداب مفاسد احكام جاهلى فرو مىغلطند؛ و فاسق اند به خاطر اينكه از دايره اطاعت خارج شدهاند؛ و مىدانيم فسق همان خروج از خط اطاعت است. البتّه اين آيات مفهوم وسيعى دارد كه هم مسأله فتوا در احكام الهى را شامل مىشود، و هم مسأله قضاوت و داورى، و هم مسأله حاكميّت را كه در هر سه بعد بايد اين امور، موافق و مطابق
[١]. مجمع البيان، جلد ٣، تفسير كبير فخر رازى، جلد ١٣، صفحه ٧ ..