پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - ٢- حكومت دموكراسى
انواع حكومت
حكومت در طول تاريخ اشكال مختلفى داشته و شايد به تعداد كشورهاى جهان حكومتهايى بوده است، ولى اصول آن را مىتوان به سه گونه تقسيم كرد:
١- حكومتهاى خودكامه و استبدادى
كه بر اساس حاكميت فرد يا گروه خاصى بنا شده و بر محور اراده فرد يا آن گروه دور مىزند و طبعا تأمين كنند منافع همانها است و نتيجه آن بردگى جامعه و بدبختى و سيه روزى آنه است، و بيشترين جنايت را در طول تاريخ اين حاكمان خودكامه و سلاطين مستبد مرتكب شدند كه براى حفظ خويش، هيچ حد و مرزى را به رسميت نمىشناختند حتى برادران و فرزندان خود را در صورت مزاحمت و يا حتى احتمال مزاحمت به خاك و خون مىكشيدند.
در اين نوع حكومت اراده مردم هيچ گونه نقشى ندارد و مصالح آنها مطرح نيست و همه يز بر محور زور مىچرخد. اين نوع حكومت نيز شاخههاى مختلفى دارد، گاه استبداد فردى است و گاه استبداد حزبى، به طورى كه يك حزب كوچك كه اقليتى را تشكيل مىدهد با توسل به زور بر اكثريت مسلط مىوشد و افكار خود را بر آنها تحميل مىكند، اين همان چيزى است كه ماركسيسها طرفدار آن بودند و به عنوان ديكتاتورى پرولتاريا از آن ياد مىكردند (منظور از پرولتاريا توليد كننده بود و گروه كوچكى از آنها كه وفدارى و كارائيشان به ثبوت رسيده بود، در حزب كمونيسم نام نويسى كرده و جمعيت كوچكى را در برابر جمعيت عظيم مردم تشكيل مىدادند و بر آنها حكومت مىكردند، حزبى كه نه فراگير بود و نه انتخاب آزادى در آن صورت مىگرفت و نه هر كس مىتوانست در آن نام نويسى كند و نه رنگ و بويى از دموكراسى داشت).
٢- حكومت دموكراسى
كه به اصطلاح عالىترين و كاملترين حكومت در دنياى امروز است.