پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - تفسير و جمع بندى
آنها در پشت جبهه جنگجويان را از هدف اصلى باز مىدارد. تعبير به «شُدُّوا الوَثاقَ»- توجّه داشته باشيد «وَثاق» به معنى طناب يا هر وسيله ديگرى است كه چيزى را با آن مىبندند- اشاره به لزوم محكم كارى در بستن و نگهدارى اسيران است، مبادا آنها از فرصت استفاده كرده خود را آزادسازند و ضربه كارى وارد كنند.
سپس حكم اسيران جنگى را بيان مىكند و مىفرمايد: «يا بر آنها منّت بگذاريد (وآزادشان كنيد)، يا از آنها فديه و (غرامت) گرفته رهايشان سازيد!» فَامّا مَنّاً بَعْدُ وَ امّا فِداءً.
در اينجا مسلمانان ميان دو امر در مورد اسيران مخيّر شدهاند؛ آزادى بى قيد و شرط و آزاد كردن در مقابل فديه (منظور از فديه غرامتى است كه دشمن در برابر آزاد كردن اسيرش مىپردازد و در واقع قسمتى از خسارتى را كه بر اثر جنگ به وجود آورده ادا مىكند).
قابل توجّه اينكه فقهاى اسلام به پيروى از روايات راه سوّمى نيز درباره اسيران ذكر كردهاند و آن «برده ساختن اسيران» است، ولى با اينكه مسأله «بردگى اسيران» در آن زمان و در دنياى آن روز كارى معمولى بود در آيه هيچ اشارهاى به آن نشده؛ شايد به اين جهت كه «بردگى»- همان گونه كه در جاى خود مشروحاً گفتهايم- يك حكم مقطعى بود كه در شرايط خاصّى انجام مىشده است و نظر اسلام اين بوده كه بردگان تدريجاً آزاد شوند تا چيزى به نام مسئله بردگى وجود نداشته باشد؛ به همين دليل در آيه فوق تنها سخن از آزادى بىقيد و شرط اسيران، يا آزادى در برابر گرفتن غرامت به ميان آمد (مبادله اسيران از دو طرف نيز نوعى گرفتن غرامت در مقابل آزاد سازى اسير است).
همان طور كه حكم چهارمى كه در كتب فقهى براى اسيران ذكر كردهاند- و آن كشتن اسرا است- آن نيز در اين آيه ذكر نشده، به دليل اينكه كشتن اسير يكى از احكام اصلى درباره اسراء نيست، بلكه يك استثناء است كه در مورد اسيران خطرناك و جنايتكار جنگى