پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - تفسير و جمع بندى
لذا در ذيل آيه مىفرمايد: «شما متاع ناپايدار دنيا را مىخواهيد؛ (و مايليد اسيران بيشترى بگيريد، تا با گرفتن فديه آزاد كنيد؛) ولى خداوند سراى آخرت را (براى شما) مىخواهد؛ و خداوند توانا و حكيم است» تُريدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَاللَّهُ يُريدُ الآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ.
در ضمن از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه گرفتن اسير نه تنها در عصر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه در عصر پيامبران پيشين نيز معمول بوده؛ منتها در اين آيه تأكيد شده است كه گرفتن اسيرنبايد به منظور سودجويى بوده باشد، و چه بسا مصالح مسلمين ايجاب كند كه اسيران را بدون گرفتن فديه آزاد نمايند، و چيزى در برابر آن نگيرند.
قابل توجّه اينكه قرآن در آيه بعد به كسانى كه اهداف مهم جنگ رافداى منافع مادّى خود مىكنند و مصالح مهم جامعه را به خطر مىافكنند هشدار داده و مىگويد: «اگر آنچه خداوند از قبل مقرر داشته، نبود (كه بدون ابلاغ، هيچ امّتى را كيفر ندهد)، بخاطر چيزى (اسيرانى) كه گرفتيد، مجازات بزرگى به شما مى رسيد». [١] از مجموع اين تعبيرات به روشنى استفاده مىشود كه اوّلًا اقدام به گرفتن اسير بايد بعد از تسلط كامل بر دشمن باشد- هر چند اين تسلطّ در جبهه معيّنى صورت گيرد- ديگر اينكه گرفتن اسير نبايد به خاطر اهداف مادى يعنى فديهاى كه در برابر آزادى آن گرفته مىشود صورت گيرد؛ زيرا بسيار مىشود كه مسائل انسانى و مصالح مسلمين ايجاب مىكند كه آنها بدون گرفتن فديه آزاد شوند و در چنين موردى افرادى كه در گرفتن اسيران اهداف مادّى داشتهاند به زحمت تسليم اين حكم الهى مىشوند.
در سوّمين آيه مورد بحث، به اسيران دلدارى مىدهد، همان دلداريى كه نشانه احترام به موقعيّت آنها و توجّه به دردها و نگرانيشان است، و مىفرمايد: «اى پيامبر! به اسيرانى كه
[١]. سوره انفال، آيه ٦٨ ..