شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٩ - اعراض غريبه
فى الشّىءِ من جهة له مبدأُ حركة، فلَم يَتميزْ علمٌ من علم. أو كانَ صاحبُ العددِ يَنظُر فى العددِ من جهة ما هو موجودٌ، كانَ لَه أنْ ينظُرَ فيما يَعرِضُ للموجود من حيثُ هو موجودٌ، فكانَ الحِسابُ لا يُفارقُ الفلسفةَ الأولى.
ترجمه
علوم يا جزئى هستند يا كلّى. و علم جزئى از آن حيث جزئى است كه موضوع خاصى از موضوعات را فرض مىكند و از آن جهت كه مربوط به اين موضوع خاص است مورد بحث قرار مىدهد. و اگر چنين نكند، آن علم، جزئى نخواهد بود، بلكه هر علمى در هر علمى داخل خواهد شد و نظر هيچ علمى، نظر در يك موضوع خاص نخواهد بود بلكه نظر در موجود مطلق مىشود و در اين صورت علم جزئى، علم كلى مىشود و ديگر علوم با يكديگر متمايز نخواهند بود. به عنوان مثال علم حساب علمى علىحده شمرده شده زيرا براى آنْ موضوعى جداگانه در نظر گرفته شده كه عبارت از عدد است. پس صاحب اين علم، در عوارض عدد از آن جهت كه عدد است نظر مىكند. حال اگر عالمِ حساب در عدد از آن جهت كه كمّ است نيز نظر كند، يا عالم هندسه در مقدار از آن جهت كه كميّت است نيز نظر كند، در اين صورت موضوع اين دو علم «كميّت» خواهد بود نه عدد و مقدار، و اگر در عدد نظر كند از آن جهت كه در مقدارِ خاصى است يا داراى مقدار است، نظر او در عارض مقدار از آن حيث كه مقدار است خواهد بود. و همچنين اگر آن هنگام كه در مقدار از آن جهت كه عدد است نظر مىكند، به آنچه كه عارض عدد مىشود از آن حيث كه عدد است، نيز نظر داشته باشد، دو علم حساب و هندسه يك علم مىشوند چنانكه اين شخص در مقدار از آن جهت كه مقارن با مبدأ حركتى است، نظر كند، در واقع، درباره شىء از آن جهت كه جهت مبدأ حركت است بحث مىكند، و در اين صورت هيچ علمى از علم ديگرى متمايز نمىشود. يا اگر عالِم عدد، در عدد از آن جهت كه موجود است بينديشد در واقع درباره عوارض موجود از آن حيث كه موجود است مىنگرد، و بدين ترتيبْ علم حساب فرقى با فلسفه اولى نخواهد داشت!
متن
فكذلكَ إذا كانَ موضوعُ صناعة مّا جزئية ـ ولتكنِ الطّبّ ـ أمراً ـ ولْيَكُنْ بدنَ الإنسانِ ـ و