شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١
بحث از معدوم كه لغو و بيهوده است و بنابراين موضوع علم بايد موجود باشد. و موضوعِ موجود، يا مادى است يا مجرد. اگر مادى باشد، شخصى و در معرض تغير و كون و فساد است و اصلا برهان بر آن اقامه نمىشود، پس بايد موضوع علم، مجرّد و كلّى باشد تا برهان بر آن اقامه گردد. و حتّى موضوعات دائمى الوجود هم اگر محسوس باشند، چون شخصى و در معرض تغيّر و تحول هستند، نمىتوانند موضوعِ علم واقع شوند.
در مورد حدود و تعاريف نيز گفتهاند: حدّ مخصوص موضوعات مجرّد است مثل موضوعات رياضى يعنى حساب و هندسه كه موضوعشان امر مجرد است و موضوعات علوم طبيعى هم بايد به موضوعات رياضيات، ارجاع داده شوند و يا به سطح و رتبه موضوعاتِ رياضى ترقى پيدا كنند تا مجرّد شوند و متعلّق علم و ادراك كلى قرار گيرند.
يكى از دلائل بر اينكه موضوعات علوم رياضى، مجردات و مفارقاتند اين است كه گفتهاند اين موضوعات، هم در تعريف و هم در وجود، مستغنى از ماده هستند و بنابراين مجرد مىباشند.
عدهاى از اهل هندسه كه همان فيثاغورثيان هستند معتقدند كه ريشه هندسه، عدد است و اصولا اصل در همه چيز را عدد دانستهاند. و مىگويند: اَشكال هم از عدد پديد مىآيند، مثلاً وقتى به عدد سه برسيم، مثلث را درك مىكنيم، وقتى به عدد چهار برسيم، مربع را درك مىكنيم.
شيخ مىفرمايد: هم سخنِ طرفداران مُثُل مجرّد و هم سخن اصحاب فيثاغورث باطل است و البته فعلاً جاى بَحث تفصيلى در اين زمينه نيست و بايد در فلسفه اولى بحث شود.
شيخ(رحمه الله) در اينجا به مناسبت، اشارهاى كوتاه به ردّ نظريه مثل دارد و مىگويد: صورتِ طبيعى هيچگاه مجرّد نمىشود و اگر مجرّد باشد ديگر طبيعى نيست، بلكه اينها دو ماهيتاند. و امّا اينكه مفاهيم رياضى چون تصورشان با ماده نيست، پس وجودشان هم بلا ماده است، سخنى نادرست است، چرا كه چنين ملازمهاى وجود ندارد. و به فرض اينكه موجوداتى مجرّد و عقلانى داشته باشيم ـ چه براى همه ماهيات و انواع و چه براى عدديات فقط ـ اينها جايى در برهان ندارند و به عنوان حدود برهان اخذ نمىشوند. زيرا اگر به فرض، حد وسطِ يك برهان، مثال و ربّ النوعِ مجرد باشد، قابل انطباق بر حد اصغر نيست زيرا حد وسط مجرد است و حد اصغر، يك امر مادى است، و حال آنكه حد وسط بايد قابل صدق بر كثير از جمله بر حد اصغر باشد. حد اصغر هم نمىتواند يك امر مجرد باشد چون اصغر بايد چيزى باشد كه تحت حد اكبر قرار گيرد و حال آنكه اكبر يك مفهوم كلى است كه بر مصاديق مادى صدق مىكند نه