شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٣ - سخنى مفصّل در باب اختلاف و اشتراك علوم
گردد، و موضوع همراه با اين عارضِ غريبْ شىء واحدى تلقى شده و از عوارض ذاتيهاى كه از جهت اقتران همين عرض غريبْ عارض بر موضوع مىشوند بحث مىشود. مثل بحث در كرات متحرك كه تحت بحث از مجسّمات يا تحت هندسه (و نه جزئى از آنها) واقع است.
و قسم سوم اين است كه چيزى كه موجب اخصّيت موضوع شده، عرض غريب باشد و به عنوان هيئتى در موضوع لحاظ نشده بلكه صِرفاً بعنوان نسبتى لحاظ گرديده و معروض همراه با اين نسبتْ شىء واحدى تلقى شده، و از عوارض ذاتيهاى كه از جهتِ اقتران اين نسبت، عارض موضوع مىشوند بحث مىگردد، مثل بحث در مناظر كه خطوط را در ارتباط با چشم در نظر گرفته، آن را موضوع قرار مىدهد و از لواحق ذاتيهاش گفتگو مىكند (و روشن است كه چشم هيئتى براى خطوط نيست و تنها نسبت خطوط با چشم در نظر گرفته مىشود) و لذا بحثِ مناظر جزئى از هندسه محسوب نمىگردد. بلكه علمى تحت علم هندسه تلقى مىشود.
و اين اقسام سه گانه در اين امر مشتركند كه: موضوع خاصى كه معروض عارض تخصيص دهنده مىباشد مشمول موضوع علم بالاتر و داخل در طبيعت آن است و موضوع علم اعلى بر آن حمل مىشود.
توضيح
آنجا كه موضوع يك علم، اخص از موضوع علم ديگر است، چهار صورت پيدا مىكند: صورت اول اين است كه يك عرض ذاتى باعث خصوصيت در موضوع علم اخص شود، مثل علم طب كه در بدن انسان از حيث صحت و مرض بحث مىكند. امّا جزئى از علم طبيعى نيست. گرچه بخشى از علم طبيعى هم درباره جسم و بدن انسان بحث مىكند، امّا به طور مطلق بحث مىكند نه از آن جهت كه اين جسم، داراى حالت صحت و مرض است. در اين مثال، صحت و مرض را از عوارض ذاتيه بدن محسوب مىكنيم. امّا گاهى يك عرض غريب، عارض مىشود و غريب بودنش به اين است كه واسطه اعم دارد. مثلا اگر موضوع را كره در نظر بگيريم، حركت براى آن عرض غريب است، چرا كه به واسطه جسم طبيعى كه اعم از كره است عارض بر آن مىشود. اين عرض غريب وقتى به كره اضافه شود، موضوع جديدى بنام «اُكَرِ متحركه» درست مىشود كه احكام خاصى دارد و علم جديدى پديد مىآيد كه جزئى از علم هندسه نيست بلكه خودْ علم جداگانهاى به شمار مىرود كه تحت علم هندسه است نه جزء آن، بخلاف مخروطات كه جزئى از علم هندسه به شمار مىرود.