شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - ـ سوء فهم از مشاركت و مناسبت حدّ و برهان
المقارنَةِ و لا فى التقوّمِ بها. فأمّا إذا كانت من الأمور اللاحقة للموضوعِ، الّتى تقتضيها ذاتُه، و اختصّتْ بجنسه و لَزِمَتْه مطلقاً، أو على التّقابلِ، صارتْ تَستحقُّ أَن تُسمَّى اعراضاً ذاتيةً.
ترجمه
لكن اين سخنان و امثال آنها قابل توجه نيستند. و نبايد انسانِ عالم به مطالبى كه كوتهانديشان به آنها روى مىآورند از قبيل اينكه «فلان چيز شريف است و آن يك، پَست است» گوش دهد. بلكه بايد به آنچه در واقع موجود است توجه كند. پس بر ماست كه از امثال اين افراد كه از دايره علميات خارجاند اعراض كنيم و برگرديم به غرض اصلى خودمان كه تحقيق پيرامون اعراض ذاتيه است.
پس مىگوييم:
اين اعراض، از آن حيث ذاتى ناميده مىشوند كه مخصوصِ ذات شىء يا جنسِ ذات شىء هستند، و لذا ذات شىء يا جنس ذات شىء خالى از آنها نيست، البته به يكى از دو صورت: يا به طور مطلق، مثل تساوى زوايا با دو قائمه كه براى هر مثلثى ثابت است، و يا به حسب مقابله، و اين در صورتى است كه موضوع از آن عرض يا از مقابلش ـ كه با آن تقابل تضاد يا تقابل ملكه و عدم دارد ـ خالى نباشد، مثل خط كه خالى از استقامت يا انحنا نيست و عدد كه خالى از زوجيّت يا فرديت نيست و قضيه كه خالى از ايجاب يا سلب نيست.
پس هرگاه، اين ويژگىها در اين عوارض جمع شد كه موضوع به يكى از دو وجه مذكور خالى از آنها نباشد و اين عوارض براى غير آن موضوع يا جنس آن تحقق نداشتند، در اين صورتْ مناسبِ آن موضوع خواهد بود. پس اگر موضوعْ خالى از آنها نباشد، و لكن اين عوارض براى غير موضوعِ مورد نظر كه بلحاظ ذات و جنس با آن تفاوت دارند، يافت شدند ـ مثل سياهى براى كلاغ ـ در اين صورت به هيچ وجه ذاتىِ آن موضوع نيستند. چون نه تعلّق به ذات آن موضوع دارند و نه تعلق به ذات آنچه كه مقوّم موضوع است و نه ذاتِ آن شىء متقوم به آن عوارض است. و اگر موضوعْ خالى از اين عوارض باشد، نه بدينگونه كه مقابل اين عوارض را دارا باشد، بلكه بهطور مطلق فاقد آنها باشد، در اين صورتْ ذات موضوع نه براى مقارنت، اقتضاء آن عوارض را دارد و نه از جهت متقوم بودن به آنها. و امّا اگر اين عوارض از امورى باشند كه لاحق به موضوع مىشوند و ذات موضوع اقتضاء آنها را دارد و يا به صورت مطلق يا به نحو تقابل اختصاص به جنس موضوع دارند، استحقاق عنوان «اعراض ذاتيه» را خواهند داشت.