شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - ضروريه منتشره
كه موجود نباشد. و كسوفِ ماه در هنگامِ انكساف، مثل نشستن زيد در هنگام قعودش نيست. و بيش از اين احتياجى نيست كه سخن را در اين مورد طولانى كنيم، چون همين مقدار كه گفتيم واضح است.
ضروريه منتشره
برخى از منطقيان قسمى ديگر از ضروريه را برشمردهاند و نام آن را «ضروريه منتشره» گذاشتهاند. ضروريه منتشره از قبيل ضروريه وقتيه است با اندكى تفاوت. خواجه در اساسالاقتباس چنين مىنگارد:
«و اما اگر آن امر كه مقتضى ضرورت باشد، نه متعلّق بود به موضوع و نه به محمول، اگر حصولش خاص بود بوقتى معيّن، آن را ضرورى وقتى خوانند، چنانكه گوئيم: قمر منخسف است بضرورتْ در آن وقت كه زمين ميان او و آفتاب متوسط بود. و اگر خاص نبود بوقتى معيّن آن را ضرورى منتشر خوانند. چنانكه: انسان متنفس است بضرورت در بعضى اوقاتِ نامعيّن، و ايندو ضرورى لادايم بود.»[١]
متن
والقِسمُ الرّابعُ لا يَدخُلُ فى إنتاجِ النّتائجِ البُرهانيةِ الضَّروريةِ بِذاتها: بل إنْ كانت مِن موادَّ ممكنة أكثرّية صَلُحتْ أنْ تُنتج نَتائجَ إمكانِيةً اكثرِيةً. و امّا سائرُ الأنحاء فَتُستَعْمل فى البرهانِ إنْ كانتْ محمولاتُها ذاتيةً، وَ سنُفصّل الذّاتى بعدُ. وَلكن كلُّ نَحو يُفيدُ نتيجةً مثلَ نَفسِه. و إنّما صَلُحت أنْ تَدخُلَ فى البرهانِ لأنّها تَصلَحُ أن تُفيد اليقينَ، و إنّما صَلُحَتْ لاِنْ تُفيدَاليقينَ لأنَّ كلَّ واحدة مِنها فَهى مِنالجَهةِ الّتى صاربها ضَرورياً ممتنعُ التّغير، فَما يَلزَمهُ مِنَ النّتيجةِ ممتنعُ التغير.
ترجمه
و قسم چهارم (ضرورت بشرط محمول) براى انتاجِ نتايج برهانى و ضرورىِ بالذات به كار نمىرود. بلكه اگر از موادِ امكانى اكثرى باشد، براى انتاج نتايج امكانىِ اكثرى مناسب است. و
[١] اساسالاقتباس، ص ١٣٤