شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨
متن
و لولا ذلك لكانَ بالحرىّ أنْ يُبرهَنَ على أحوالِ الخطوطِ الّتى تؤخذُ فى المناظر، و أحوال الأعداد الّتى تؤخذ فى الموسيقى، لا فى عِلمَىِ المناظر و الموسيقى، بل فى عِلمَىِ الهندسةِ و الحساب، و تُعدّ نتائجها لأصحاب المناظر و الموسيقى. و لكن لمّا كانت المُنَّةُ الإنسانيةُ قاصرةً عن معرفةِ جميع المقدمات الَّتى تتّفقُ إليها فى المناظِر و الموسيقى حاجةٌ ما ـ إذ كان ذلك كثيراً جداً ـ لمْ يُمكن إعدادها إعداداً مستوفى، بل أعدّ من ذلك ما تفتقر إليه الأصولُ دونَ الفروع، أو تفتقر إليه الأصول المشعورُ بها دون أصول يُشعَر بها بعدُ. فلمّا أوقَع الإمعانُ فى الإستنباط حاجةً إلى مقدماتِ أخرى كُسِلَ عن أنْ تُفَرد عن العِلْمَين و تُلحَقَ بالعلمِ الّذى هو منه.
ترجمه
و اگر غير اين باشد، سزاوار است كه بر احوال خطوطى كه در مناظر و احوال اَعدادى كه در موسيقى أخذ مىشوند، در دو علم مناظر و موسيقى برهان اقامه نشود بلكه در دو علم هندسه و حساب اقامه شود و آنگاه نتايج آنها براى علماء علم مناظر و موسيقى آماده گردد. ولكن چون توانِ انسان كمتر از آن است كه تمام مقدماتى را كه در مناظر و موسيقى اتفاقاً نياز به آنها پيدا مىشود بشناسد ـ چرا كه اين مقدمات جداً زياد هستند ـ امكان آماده كردن همه آنها به نحو تام و تمام وجود ندارد، بلكه از ميان آنها آنچه كه مورد نياز اصول بوده نه فروع، و يا اصولى كه مورد وقوف و آگاهى است نه اصولى كه بعداً بدانها آگاهى پيدا مىشود، آماده گشته است.
در نتيجه وقتى دقت در استنباط، نياز به مقدمات ديگرى را ايجاب كرده، ديگر در اين امر اهمال شده كه اين مقدمات از ايندو علم جدا و به علمى كه به آن مربوطاند، ملحق گردند.
توضيح
شيخ(رحمه الله) مىفرمايد: حق اين است كه در علم هندسه و حساب همه آنچه در علوم پايينتر مثل مناظر و موسيقى مورد حاجت است بيان و اثبات شود، ولى آدمى قاصر است كه بتواند در يك علم مثل حساب يا هندسهـ همه احتياجات آينده را پيشبينى كند و از آنها بحث نمايد بلكه فقط به مقدار مورد احتياج، بحث مىكند. و نيز انسان پس از اثبات يك مسئله در علم مادون، تنبلى مىكند و همّت نمىكند كه اين مسئله با برهانش را به جايگاه اصلىاش يعنى علم بالاتر منتقل كند، بلكه در همان علم پايينتر باقى مىگذارد و حال آنكه حق مسئله اين است كه به علم بالاتر اضافه شود.