شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٣ - اعميّت فلسفه نسبت به ساير علوم
منفعتِ جامعه است. و چه بسا غايتِ جدل، غلبه و پيروزى عادلانه باشد. و اين عدالت گاهى به حسبِ معامله و گاهى از حيث منفعت است. عدالت از حيث معامله به اين معنى است كه بر اساس آنچه مورد تسليم خصم است، مطلبى بر او الزام شود گرچه آنچه لازم مىآيد، حق و صواب نباشد. و امّا از حيث منفعت، آنچه لازم مىآيد گاهى از راه حق است و گاهى به سبب صوابِ محمود (آراء محموده). و امّا غايت سفسطه، تظاهر به حكمت و غلبه از راه باطل است.
توضيح
اشتراك موضوعىِ فلسفه، جدل و سفسطه؟!
يكى از مطالب شگفتآور شيخ(رحمه الله) در اينجا اين است كه مىفرمايد فلسفه و جدل و سفسطه درباره يك موضوع يعنى موجود و واحد بحث مىكنند! و عجيبتر اينكه سخنى از برهان به ميان نياورده است. اگر مراد ايشان اين است كه بگويد برهان اختصاصى به فلسفه اُولى ندارد، جدل و سفسطه هم اختصاصى به موجود و واحد ندارد. خلاصه اين سؤالى است كه اولا چگونه موضوع فلسفه و جدل و سفسطه مشترك دانسته شده و با اينكه فلسفه از حقايق هستى بحث مىكند و جدل و سفسطه روشهايى هستند كه در منطق از آنها بحث مىشود. و ثانياً چه رابطهاى بين فلسفه با دو فن منطقى وجود دارد و ثالثاً چرا شيخ(رحمه الله) برهان را در كنار جدل و سفسطه ذكر نكرده است؟
البته شيخ(رحمه الله) مىفرمايد كه جدل و سفسطه با فلسفه از حيث مبدأ، غايت و جهتِ موضوع فرق دارند. در فلسفه از مباديى شروع مىكنيم كه با مبادى جدل و سفسطه فرق دارد. مبادى فلسفه، برهانى و يقينى است، امّا مبادى آن دو مشهورات و مشبهات است. همچنين هدفِ فلسفه با هدف آندو فن، تفاوت دارد. فلسفه بايستى از عواض ذاتيه موضوع خود يعنى موجود و واحد بحث كند، امّا جدل و سفسطه مقيد نيستند كه از عوارض ذاتيه بحث نمايند.
اعميّت فلسفه نسبت به ساير علوم
وقتى مىگوييم فلسفه اُولى اعمالعلوم است، مراد اين نيست كه ساير علوم، اجزاء فلسفه اُولى هستند، بلكه اعميت فلسفه از آن جهت است كه موضوع فلسفه يعنى موجود نسبت به موضوعات ساير علوم، اعم است.