شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٢ - رابطه مثلث و دايره
و قد تُفارقُهما من جهةِ الغاية[١]: لأنَّ الغايةَ فى الفلسفةِ الأولى إصابةُ الحقّ اليقين بحسبِ مقدور الإنسان. و غايةُ الجدلِ الارتياضُ فى الإثباتِ و النّفى المشهورِ تدرُّجاً إلى البرهان و نفعاً للمدينة. و ربما كانت غايتُها الغلبةَ بالعَدلِ. و ذلك العدل ربما كان بحسب المعاملة و ربما كان بحسب النّفع، و الّذى بحسب المعاملة فأنْ يكون الإلزامُ واجباً مما يَتَسلَّم، و إن لَم يكن اللّازمُ حقّاً و لا صواباً. و أمّا الّذى بحسبِ النّفعِ فربما كانَ بالحقِّ و ربما كان بالصّواب المحمود.
و غايةُ السّوفِسطائيةِ التَّرائى بالحكمةِ و القهر بالباطلِ.
ترجمه
و فنونى كه در موضوعِ اين رشته علمى مشتركند سه تا هستند: فلسفه اولى، جدل و سفسطه. و فلسفه اولى هم در موضوع و هم در مبدأ و هم در غايت با جدل و سفسطه تفاوت دارد. فرق موضوعى به خاطر اين است كه فلسفه أولى فقط به بحث درباره عوارض ذاتيه موجود و واحد و مبادىِ ايندو مىپردازد و از عوارض ذاتيه تكتك موضوعات هر يك از علوم جزئى به صورت جداگانه بحث نمىكند، و امّا جدل و سفسطه در عوارضِ هر موضوعى ـ چه ذاتى باشد و چه غير ذاتى ـ بحث مىكنند و هيچيك از ايندو تنها به عوارضِ واحد و موجود اكتفا نمىكنند.
پس فلسفه اولى به خاطر عموميت موضوعش، نسبت به علوم جزئى، اعمّ است. و جدل و سفسطه از حيث نوع بحث، اعمّ از علوم جزئيه است چون ايندو فن در هر موضوعى، به حسب صناعت خود سخن مىگويند خواه كلام در آن موضوع، درست باشد و خواه نادرست. و نيز تفاوت فلسفه با ايندو فن از حيث مبدأ است: چون فلسفه مبادى خودش را از مقدمات برهانى يقينى اخذ مىكند. و امّا مبدأ جدل از مقدمات رايج و مشهوراتِ واقعى است. و امّا مبدأ سفسطه از مقدماتِ شبيهِ مشهورات و يا شبيه يقينيات است و حال آنكه حقيقتاً اين مقدمات چنين نيستند. همچنين فلسفه با جدل و سفسطه از جهتِ غايت تفاوت دارد، چون غايت در فلسفه أولى رسيدن به حق اليقين به اندازه وسع انسان است و غايت جدل تمرين در اثبات و نفى مشهور است براى سير تدريجى به سوى برهان، و نيز استفاده از مشهورات براى تأمين
[١] خ،ل: من حيث الغاية.