شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٥ - سخنى مفصّل در باب اختلاف و اشتراك علوم
شود، مثل نغمهها در مقايسه با موضوع علم طبيعيات، كه از جمله عوارضى هستند كه بر بعضى از انواع موضوع علم طبيعى عارض مىشوند. با اين حال، نغمهها در علم موسيقى از جهت اينكه امرى مباين با آنها و با جنس آنها ـ يعنى عدد ـ همراه آنها است، ملاحظه شده، و لواحق و عوارض آنها از جهتِ اوزان همين امر غريب ـ نه از جهتِ ذاتِ نغمهها ـ مورد بحث واقع مىشوند. اين عوارض مانند اتفاق و اختلافِ مطلوب در نغمههاست. در اين صورتْ لازم است كه علم موسيقى تحت علمى كه موضوع موسيقى از مصاديقِ موضوع آن است قرار نگيرد، بلكه تحت علمى واقع شود كه امر مقترن با نغمهها از آن علم است (يعنى علم حساب)، لذا ما موسيقى را تحت علم حساب قرار مىدهيم. و اينكه ما گفتيم«نه از جهتِ ذاتِنغمهها» فقط براى اين است كه بحث در خود نغمهها و از حيث ذات آنها، بحث از عوارض موضوعِ علم اعم يا از عوارضِ عوارضِ موضوعِ اعم است، و از اين رو جزئى از علم طبيعى است نه علمى تحتِ علم طبيعى.
توضيح
بحث شيخ(رحمه الله) درباره اختلاف و اشتراك علوم است. اختلاف علوم يا به خاطر اين است كه موضوعات آنها با يكديگر تباين دارند، و يا به اين است كه موضوع آنها در عين حال كه يك چيز است، امّا اختلافِ حيثى دارند، يعنى يك موضوع واحد از دو جهت در دو علم جداگانه مورد بحث قرار مىگيرد. شيخ(رحمه الله) نخست اقسامِ علوم با اختلافِ از نوع اول را بيان مىكند و سپس به مثالهاى نوع دوم مىپردازد، و ممكن است تداخلى در مثالها رخ دهد كه قابل اغماض است.
در سه مورد پيشين كه بحث آن گذشت، موضوع علمِ عام بر موضوع علمِ خاص حمل مىشد و امّا قسم چهارم آن است كه موضوع علم عام بر موضوع علم خاص حمل نمىشود. مثلا موضوع علم موسيقى، نغمه است و نغمه كيفيتى است براى صوت و صوت عارض يكى از اقسام جسم طبيعى مىشود، ولى بر خود نغمه نمىتوان جسم طبيعى را حمل كرد. و لذا اصلا نمىگوييم موسيقى تحت علم طبيعى است، بلكه تحت علم حساب در رياضيات است. موضوعِ علم حساب، عدد است و موضوع موسيقى، نغمه است و مىدانيم كه عدد، كميت است و نغمه، كيفيت مىباشد و ايندو ربطى به هم ندارند. البته در علم موسيقى، اگر از نغمه بحث مىكنيم، نه از آن جهت است كه كيفيتى است بلكه از جهت عرض غريب كميت و عدد است كه قرين نغمه مىباشد. اختلاف و يا توافق نغمهها بر اساس همان كميتى است كه عارض نغمه مىشود. لذا موسيقى را نبايد جزء علم طبيعى و يا تحت علم طبيعى بدانيم، با اينكه موضوعش