شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٠ - وجوه سه گانه طبيعتِ كلّى
فلان حكم را دارد و بر خورشيد از آن جهت كه خورشيد است حكم مىكنى، در حقيقت حكم كردهاى كه هر خورشيدى اگر موجود باشد چنين است، مگر اينكه مانعى براى وجود خورشيدهاى متعدد در كار باشد كه منع كند از اينكه در حكم كلى شما خورشيدهاى متعددْ شريك باشند، در حالى كه شما حكم را كلى قرار دادهاى. پس حكم بر خورشيد بطور مطلق، ذاتى اولى است و بر اين خورشيد، غير اوّلى است. اين بود سببِ شبهه اوّل.
توضيح
وجوه سهگانه طبيعتِ كلّى
گاهى طبيعت كلى به چيزى مىگويند كه بالفعل در خارج مصاديق كثيرهاى داشته باشد. اگر كلّى به اين معنا باشد، البته خورشيد و ماه و زمين، كلى نيستند، بلكه احكام در مورد آنها، شخصى است. امّا در باب برهان، كلى به اين معنا نيست.
و گاهى مراد از كلى، آن چيزى است كه الآن يك فرد و مصداق دارد، ولى محتمل است كه افراد ديگرى هم پيدا كند. مثل اينكه كسى خانهاى هفتگوش بسازد و يك مصداق هم بيشتر نداشته باشد، امّا امكان مصاديق بيشتر براى آن وجوددارد. اين معنا از كلى هم در باب برهان منظور نظر نيست.
معناى سوم براى كلى اين است كه خود مفهوم و طبيعت، مانعى براى صدق بر كثيرين نداشته باشد، خواه در خارج مصداق داشته باشد و يا مصداق نداشته باشد. و خواه يك مصداق داشته باشد و خواه هزاران مصداق داشته باشد. آنچه در باب برهان از طبيعتِ كلّى قصد مىشود، همين معناست.
متن
و أمّا الثانى من الأسباب الثلاثة فهو سبب الشبهة الثانية; و هى كانّها عكس هذه الأولى فى الوجهين جميعاً. أحدُهما فى أنّه لَم يَضَع المقولَ على الكلِّ فظُنَّ أنّه وَضَعَ. و كانَ هناك وضَعَ فَظُنّ أنّه لَم يَضَع. و الثّانى أنّ السّبب فيه أنّه لمّا حكم على كلِّ واحد فكان الحكمُ عامّاً حسِب أنّه كلىٌّ و لم يكن فى الحقيقةِ كلّياً إذ كانَ قد فاته أنّه أوّلىّ; و كانَ هناكَ حكم على واحد فظُنّ أنّه لم يَحكم كليّاً. و هذا كما يقولُ القائلُ إنَّ التَّوازى أولىٌّ لخطّين يقع عليهما خطّ فيَجعَلُ كلَّ زاوية داخلة من جهة واحدة قائمةً. و ذلك لأنّه لا يخلو شىءٌ من خطّين بهذه الصّفة إلاّ و هما