شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - نكاتى در باب قسمتِ اوّليه
يا فرديتِ آن عدد معلوم نمىگردد مگر با اين توجه كه آيا آن عدد به دو متساوى تقسيم مىشود يا نمىشود. در حالى كه نوعيتِ عدد كه همان مرتبه آن است، اقتضا نمىكند كه انقسام به دو متساوى يا عدم انقسام به آن دو براى آن عددْ بيّن و معلوم باشد.
و هر يك از زوج و فرد براى آن عدد يا جنس است، يا فصلِ جنس و يا فصلِ مخصوص آن، و يا خود نوع است در حالى كه خود آن نوع معلوم است. پس چگونه ممكن است كه زوج يا فرد عارض لازم آن باشد و چگونه ممكن است كه فصل مخصوصِ آن باشد، در حالى كه زوجيّت و نيز فرديت در نوع ديگرى از عدد هم يافت مىشود؟
توضيح
ممكن است سؤال شود كه چرا عدد را جنسْ محسوب نمىكنيم تا با فصلِ زوج، يك نوع متوسط و با فصل فرد، نوع متوسط ديگرى پديد آيد؟ چه دليلى داريم كه زوج و فرد از عوارض هستند و نه فصل براى اعداد؟
پاسخ: شيخ مىفرمايد سببش اين است كه ما مىتوانيم ماهيت يك عدد زوج يا فرد را تعقل كنيم بدون اينكه زوجيت يا فرديّت آن را بفهميم. اگر زوجيّتِ مثلا عددِ چهار، ذاتى باشد ما نبايد بتوانيم چهار را تصور كنيم بدون اينكه قبلا زوجيّت آن را تصور كرده باشيم و حال آنكه، در تصوّر چهار، نيازى به تصور زوجيّت آن نيست. عدد چهار به معناى تكرارِ واحد بيشتر از ٣ و كمتر از ٥ است و زوجيّت يا فرديت در ماهيتِ چهار دخالتى ندارد. در اعداد چند رقمى اين مطلب واضحتر است، مثلا وقتى عددِ ٣٨٧٦ را مىشنويم، ماهيت و مفهوم آن را درك مىكنيم، بدون اينكه هنوز زوجيت يا فرديت آن را بدانيم. شيخ مىفرمايد: اينكه در بعضى اعدادِ كوچك مثل ٤ يا ٥ و... به سرعت مىفهميد كه زوج يا فرد هستند، بدين معنا نيست كه زوجيّت و فرديت، از ذاتياتِ ماهوى اعداد است، بلكه به خاطر اين است كه اينها اعدادِ كوچكى هستند و تشخيص انقسام يا عدم انقسام آنها به متساويين آسان است. و لذا در اعداد بزرگ، چنين نيست.
پس به طور كلى زوجيّت و فرديّت، از ذاتيات اعداد نيستند و جنس يا فصل براى اعداد محسوب نمىشوند. و اصلا اگر بخواهيم زوجيّت يا فرديّت را فصل براى نوع حقيقى حساب كنيم ناممكن است، زيرا فصلِ هر نوع بايستى منحصر به همان نوع باشد و حال آنكه زوجيت و فرديّت در انواع مختلفِ عدد يافت مىشوند. مثلا زوجيّت در انواع دو، چهار، شش، هشت و...