عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤
اويم، جبرئيل گفت: و من از شمايم. سپس اين ندا از آسمان شنيده شد:
«لا سَيْفَ الَّا ذُوالْفَقارُ لا فَتى الَّا عَلِىٌّ» از آن حضرت در رابطه با آن صدا سؤال كردند فرمود:
اين جبرئيل است كه چنين ندا مىدهد. «١» پس از آن چند نفر از مسلمانان به آن حضرت پيوستند و لشكر اسلام را از شكست حتمى نجات دادند.
ملاحظه مىكنيد كه استوارى ايمان اميرمؤمنان على عليهالسلام بود كه به او ثبات و پايمردى بخشيد و اسلام را از شكست حتمى مصون داشت و سستى ايمان ديگران بود كه سبب فرار آنان شد.
ب- نبرد موته: در جنگ موته كه يكى از بزرگترين نبردها ميان مسلمانان و مشركان و نشانگر دليرمرديها و ايثارگريهاى سربازان صديق اسلام بود، شمار مسلمانان به سه هزار و كافران به صدهزار مىرسيد. عدّهاى از نيروهاى اسلام چون فزونى نفرات دشمن را مشاهده كردند، ترس و وحشت بر آنان چيره شد و گفتند: بايد پيامبر (ص) را در جريان اخبار قرار دهيم كه ايشان يا دستور عقبنشينى صادر كنند و يا بر عدد ما بيفزايند. در اين گيرودار يكى از فرماندهان منصوب از سوى پيامبر (ص) به نام «عبداللَّه بن رواحه» قدم به جلو نهاد و گفت: به خدا سوگند ما تاكنون با برتريهاى نيروى انسانى و نظامى وساز وبرگ جنگى با دشمنان اسلام نبرد نكردهايم بلكه تنها انگيزه و نيروى محرّك، همان دينى بوده است كه خداوند ما را بدان گرامى داشت. هان اى مسلمانان! حمله كنيد و با دشمنان خدا بستيزيد كه به خدا سوگند در نبرد بدر- كه خود ناظر آن بودم- بيش از دو اسب در اختيار نداشتيم. به يقين يكى از دو سرنوشت نيكو انتظار ماست؛ يا پيروزى بر دشمن كه خدا و رسولش وعده دادهاند- و در وعده خدا خلافى نيست- و يا شهادت كه در اين صورت به برادران خويش خواهيم پيوست و در بهشت برين در كنارشان خواهيم بود. «٢»