ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - با قرآن آشنا شويم و عاليترين فهم خود را در شناخت آن بكار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم
( قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِه عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ ) [١] ( و نوح پروردگارش را خواند و عرض كرد اى پروردگار من ، پسرم از خاندان من است و قطعا وعدهء تو حق است و تو والاترين حاكمهائى .
خدا گفت اى نوح او از خاندان تو نيست او [ تجسمى از ] عمل ناصالح است ، چيزى را از من مپرس كه علم به آن ندارى . من ترا پند مى دهم مبادا از جاهلان باشى . نوح گفت اى پروردگار من ، من به تو پناه مى برم از اين كه چيزى را از تو بپرسم كه به آن علم ندارم و اگر مرا نبخشائى و ترحم نكنى من از زيانكاران خواهم بود . ) ٧٦ - ( قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ وَما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ . إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ الله وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ . مِنْ دُونِه فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ . إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى الله رَبِّي وَرَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) [٢] [ آن تبهكاران ] ( گفتند : اى هود دليل روشنى براى ما نياوردى و ما خدايان خود را از گفتار تو [ با پذيرش گفتار تو ] رها نخواهيم ساخت و ما ايمان به تو نخواهيم آورد . ما [ در بارهء تو ] نمى گوييم مگر اين كه بعضى از خدايان ما ترا با بدى اصابت نموده . [ هود ] گفت من به خدا شهادت مى دهم و شاهد باشيد كه من از آنچه جز خدا است ، شما به آن شرك مى ورزيد بيزارم .
همگى در بارهء من حيله براه بيندازيد و سپس مهلتم ندهيد . من به خدا [ كه ] پروردگار من و شما است توكل كردهام هيچ جنبنده اى نيست مگر اين كه او موى بالاى پيشانى آن را گرفته است ، قطعا [ مشيت پروردگار من ]
[١] هود آيه ٤٥ و ٤٦ و ٤٧ .
[٢] هود آيه ٥٣ تا ٥٦ .