ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - حال كه چنين است بدنيا تكيه نكنيد و آنرا متهم بسازيد و همواره از حوادث كوبندهء آن برحذر باشيد ) *
زشت خواهد بود .
٧٨ ، ٨١ - أ فهذه تؤثرون ، أم إليها تطمئنّون ، أم عليها تحرصون فبئست الدّار لمن لم يتّهمها و لم يكن فيها على وجل منها . ( آيا اين دنيا را مقدم مى داريد [ بر كمال و رشد معنوى ] يا به اين دنيا اطمينان مى نماييد ، آيا به اين دنيا حرص مى ورزيد ، اين دنيا سراى بديست براى كسى كه آنرا متهم نسازد و از آن برحذر نباشد . ) حال كه چنين است بدنيا تكيه نكنيد و آنرا متهم بسازيد و همواره از حوادث كوبندهء آن برحذر باشيد ) * < شعر > و حسن ظنك بالايام معجزة و ظن شرا و كن منها على وجل < / شعر > ( خوشبينى و خوشگمانى تو ، در بارهء روزگار ، از ناتوانى تست ، و [ همواره در بارهء روزگار ] بدبين و بدگمان باش و بر مبناى حذر و احتياط حركت كن . ) اگر شخصيت آدمى توانائى حقيقى خود را بدست بياورد و از واقعيات و جريانات روزگار اطلاع لازم را داشته باشد و همهء آنها را در ارتباط با شخصيت خويش ارزيابى نمايد ، نه تنها آنها را به هدفهاى والاى شخصيت مقدم نمى دارد و نه تنها حرص و طمع به دنيا را ترك مى كند بلكه همواره با حالت احتياط و حذر از روزگار زندگى مى كند . آيا چنين نيست كه بيش از نصف حوادث كوبندهء دنيا براى انسان بدون محاسبه اى كه در بارهء آنها داشته باشد فرود مى آيد بلكه بعضى از متفكران را با توجه به ابعاد متنوع زندگى فردى و اجتماعى بشرى ، عقيده بر آن است كه اصلا هيچ يك از حوادث عمر آدمى و شئون زندگى دسته جمعى در آينده از همه جهات قابل پيش بينى نيست ، زيرا - < شعر > هزار نقش بر آرد زمانه و نبود يكى چنانكه در آيينهء تصور ما است < / شعر >