ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - سه - عظمت ارزشى ايمان به خدا و معنادار بودن هستى
با اهميت ايمان محروم مى سازد و هم ديگران را در شناخت و برخوردارى از ايمان دور مى دارد .
جهت سوم - بازيگرى با الفاظ است ، به عنوان مثال فرد يا گروهى از انسانها بجاى ايمان به خدا و رسولان خدا و هدف اعلاى هستى و تكاليف الهى ، بيك عده مفاهيمى ايمان مى آورد و با شديدترين حماسهها از آن مفاهيم بدون اين كه نام ايمان را بر زبان بياورد ، دفاع مى كند ، چنانكه در دورانهاى متأخر با شيوع فراوانى كه پيدا كرده است ، مشاهده مى كنيم ، مانند انسانگرائى ، نژادخواهى ، تمدن خواهى ، علم گرائى ، آزاديخواهى و غير ذلك واقعا انسان وقتى فكر مى كند كه قدرت پرستهاى خود كامه با چه وسائلى انسانها را از حقائق مهجور و محروم مى سازند در شگفتى عميق فرو مى رود . اولا با تبديل كلمهء ايمان به گرايش ، و خواستن و كلماتى مشابه آنها و بازى با چنين الفاظ ، معناى ايمان از بين نمى رود ، زيرا اگر محبوبيت موضوعهاى مزبور بحدى نرسد كه مردم حتى به از دست دادن زندگى در راه آنها حاضر شوند ، حتما آن محبوبيت به درجهء ايمان نرسيده است زيرا ايمان بدانجهت كه مانند عنصرى فعال در حيات آدمى دخالت مى ورزد ، در موقع ورود اخلال به آن ، جان شخص مؤمن از ارزش مى افتد .
و اگر به آن حد نرسد كه متذكر شديم ، يقينا بدرجهء ايمان نمى رسد و كلمات گرايش و خواستن و مشابه آنها ، بطور جالب براى محروم ساختن فرد يا جامعه از ايمان استخدام مى گردد . به هر حال ، اين جهات سه گانه بهيچ وجه نمى تواند ضرورت ايمان را براى انسانى كه مى خواهد با حيات قابل تفسير در اين دنيا زندگى كند ، منتفى بسازد .
سه - عظمت ارزشى ايمان به خدا و معنادار بودن هستى نخست بايد بدانيم كه بىايمانى بخدا آن قدرها هم آسان نيست ، براى اين حالت روانى بايد هرگز سر ببالا بلند نكنيم سپس اين چند جمله را مورد دقت قرار بدهيم - ١ - كسى كه ايمان ندارد ، حيا ندارد .
٢ - كسى كه ايمان ندارد . بهيچ وجه قابل اطمينان نيست .