ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - عبادت بزرگ حج به فعليت رسانندهء احساس انواعى از تكاليف
نتيجهء دوم - جوشيدن احساس بسيار شريف درون نگرى و قطع نظر از علائق عاريتى است كه چند روزى از طرف قراردادها و اعتبارات و لذائذ محدود و نسبى و تخيلات به موجوديت آدمى مى چسبد و پس از آنكه سرمايههاى بسيار عظيم مغز و روان و روح آدمى را مستهلك ساخت ، راه فنا را پيش مى گيرد و بدون اين كه به پشت سرش بنگرد كه از يك موجود بسيار عالى بنام انسانى چه تفاله اى را بر جاى گذاشت ، ناپديد مى گردد .
آدمى در حالى كه احرام را مى بندد ، بخوبى به ياد تنها به اين دنيا آمدن و تنها از اين دنيا رفتن را متذكر مى شود و در آن موقع است كه انسان تا حدودى به طعم تصنعى بودن فلسفه هايى پى مى برد كه مى گويد : « فرد مطلقا ساخته شدهء اجتماع است » ما بدون اين كه دخالت و تأثير اجتماع و اصالت آن را در بعد اجتماعى فرد مورد ترديد قرار بدهيم ، بر اصالت هويت فرد نيز تأكيد مى كنيم و مى گوئيم : آنانكه در اصالت مطلق اجتماع راه افراط مى پيمايند ، بايد متوجه شوند كه به اضافهء صدها حالات حقيقى كه انسان اصالت هويت فردى خود را در آنها در مى يابد ، مانند لذائذ و آلام ، هر انسانى تنها وارد اين دنيا مى شود و تنها از اين دنيا بيرون مى رود و تاكنون هم مشاهده نشده است كه حتى يكى از مردم اجتماع برود به بيمارستان و به بيمارى بگويد كه يك دقيقه دردت را بمن بده تا من كه يك جزئى از اجتماع هستم كه ترا ساختهام ، درد ترا بكشم خلاصه ، لباس احرام كار بسيار شگفتانگيزى مى نمايد كه در عين حال كه انسان را به روى جويبار خويشتن خم ميكند كه لحظاتى با خويشتن خلوت كند و معناى ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) [١] ( تحقيقا نماز و عبادت من و زندگى و مرگ من از آن خدا پرورندهء عالميان است . ) را واقعا دريابد ، در همين حال همين لباس احرام روح جمعى را در انسانها بيدار
[١] . الانعام آيهء ١٦٢ .