ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - ارتباط آزاد با همهء آنچه كه دنيا براى انسان عرضه ميكند اينست قانون رشد شخصيت آدمى
عقل و خرد و توجيه احساس برين اينست كه به هيچ يك از آن داده شدهها دل نبنديم كه موقع تبديل به اضداد خود ، شكستى و شكافى در كاخ شخصيت و منطقهء روح احساس نكنيم - ( لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ ) [ حديد آيه ٢٣ ] ( تا به آنچه كه از دست شما رفته است اندوهگين مباشيد و به آنچه كه خداوند به شما داده است شادمان نشويد . ) ارتباط آزاد با همهء آنچه كه دنيا براى انسان عرضه ميكند : اينست قانون رشد شخصيت آدمى هر متفكر و هر مكتبى كه به شما بگويد نبايد شما با هيچ يك از اموال و امتيازات و زيباييها و مقامات دنيا هيچگونه ارتباطى داشته باشيد همان قدر به هويت شما و دنيا نادان است كه بگويد : شما بايد بكوشيد با هر گونه اموال و امتيازات و زيباييها و مقامات دنيا رابطهء اختصاصى عميق و پرستش برقرار كنيد دريغا كه اين افراط و تفريط همواره سطرهاى كتاب وجود آدمى را مشوش و ناخوانا نموده است كسانى كه فكر مى كنند انسان مى تواند بدون ارتباط شخصى با امور دنيوى كه در بالا متذكر شديم ، از حيات معقول برخوردار باشد مانند اينست كه بگويد : انسان در اين دنيا مى تواند و بايد بدون ارتباط با بدن و حتى بدون ارتباط با نيروها و استعدادهاى درونى خود زندگى كند و به حيات معقول برسد پس بيائيد نخست هويت و ارزيابى ارتباط روح و شخصيتمان را با بدن مادى خود بررسى كنيم ، آيا ارتباط اعضاى مادى ما با شخصيت روح ما چنانست كه ما احساس لزوم پرستش در بارهء آنها مى نمائيم يعنى آيا ما بايد انگشت و دست و پا و گوش و ديگر اعضا را بپرستيم نه هرگز ، زيرا هنگامى كه پاى جان شخصيت و روح در كار باشد ما از وجود آن اعضاء چشم مى پوشيم مثلا اگر دست به يك بيمارى مبتلا شد كه اگر قطع نشود جان را در خطر مرگ قرار مى دهد ، قطعى است كه چشم از دست مى پوشيم و آن را