ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - در حال تكيه بر ثبات آفتاب و ماه و ستارگان بودند كه ناگهان زمين آنها را بدرون خود كشيد ) *
جاريه در عالم هستى حاكميت داشته است ضرربارترين صدمه اى كه اين بخود باليدنها بر مغز و روان آن مستان خود باخته وارد مى آورد ، همانا كورى مهلك بود كه حتى دگرگونى و تحولات روزگاران را كه روشنترين پديدهء اين دنيا است نمى ديدند و نمى ديدند كه اگر سلطهها دائمى بود ، نوبت بخود آنان نمى رسيد . نكته اى كه بايد در جملات مورد تفسير مورد دقت شود ، اينست كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : « عيش اين دنيا تيره و گوارايش ناگوار و شيرينش تلخ . . . است و ظاهر اين جملات خلاف واقع به نظر مى رسد ، زيرا شيرين اگر چه موقت هم باشد تلخ ، گوارا هر اندازه هم كه محدود باشد ناگوار نيست ، بنا بر اين ، منظور امير المؤمنين عليه السلام از جملات فوق چيست چند مطلب را در تفسير اين جملات مى توان در نظر گرفت .
مطلب يكم - اينست كه منظور از تلخى شيرينىها و ناگوارى گواراها ، تلخى و ناگوارى طبيعى نيست ، زيرا امير المؤمنين عليه السلام هرگز واقعيات را آن چنانكه در مجراى نمودها بروز مى كنند منكر نمى شود ، يعنى شكر يا فلان ميوه همان گونه كه براى عموم مردم شيرين است ، در ذائقهء امير المؤمنين عليه السلام نيز شيرين است ، بلكه منظور بيان امورى است كه ما بعضى از آنها را متذكر مى شويم .
مطلب دوم - آن مردمى كه در چشيدن شيرينىها و گواراهاى دنيا ، همهء ابعاد شخصيت خود را براى درك و پذيرش شيرينى و گوارائى دنيا وارد عمل مى نمايند ، قطعى است كه اين عمل نابجا ذائقهء همه سطوح روانى آن مردم را كه فوق سطح طبيعى ذائقه است ، تلخ و آزرده خواهد ساخت ، مانند اين كه براى انجام عمل جنسى ، همهء ابعاد شخصيت و نيروهاى مغزى را قربانى و صدقهء طرف عمل خود بنمايد . همين كه لحظات ناهشيارى گذشت ، او مى ماند و شخصيت ملامتگرش كه اى خام ساده انديش براى چنين كار كوچكى سرمايه اى به آن عظمت را به ميدان نمى آورند .
مطلب سوم - اين يك قاعدهء مسلم است كه اگر آدمى بهر يك از عوامل لذائذ دنيوى و امتيازات ، بعنوان استقلال و هدف نهائى بنگرد ، قطعى است كه آن عامل و امتياز بسرعت به سايه اى مبدل مى شود و آدمى را [ اگر هشيار باشد ] در حيرت و ندامت فرو مى برد و لحظات صرف شده در آن عوامل و امتياز را خوابى و خيالى تلقى مى نمايد -