ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - با قرآن آشنا شويم و عاليترين فهم خود را در شناخت آن بكار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم
آنچه كه براى تحصيل معرفت در بارهء موضوع مزبور از قرآن لازم است : يك - انديشههاى ناب و تدبيرهاى متكى بر واقعيات .
دو - بر حذر بودن از اختلاط آن انديشهها با مفاهيم و دريافتهاى فرهنگهاى رسوبى كه [ اگر هم زمانى صحيح بودهاند امروز صحت خود را از دست دادهاند ] كه تجريد ذهن از آنها نيازمند ارادههاى قوى است .
سه - مطالعات پيگير در حد اكثر ممكن پيرامون آن موضوع كه مورد تحقيق است . اين شرط سوم از آن جهت حائز اهميت است كه انسان پيش از اطلاع از تفكرات و انديشههاى ديگران كه حد اكثر تلاش را براى شناخت موضوعى به عمل آوردهاند ، در بارهء آن موضوع يك دريافت دارد و پس از اطلاع از تفكرات و انديشههاى ديگران دريافتى ديگر .
چهار - شرط ديگر ، اطلاع از سخنان أئمهء معصومين عليهم السلام در بارهء آياتى است كه موضوع مورد تحقيق را بيان نموده است ، زيرا علوم و معارف أئمهء معصومين عليهم السلام مستند به خاتم الانبياء محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلم است كه قرآن به قلب مبارك او نازل شده و او است كه داراى معرفتى بالاتر از همه در بارهء معانى قرآن ميباشد .
با اجتماع اين شرايط چهارگانه مى رويم به سراغ پيدا كردن عامل محرك تاريخ از ديدگاه قرآن . در مرحلهء نخستين بايد بينديشيم در اين كه تاريخ يعنى چه ابعاد متنوع تاريخ چيست در همين مرحله بايستى توجه داشته باشيم به اين كه به جريان انداختن صحيح اين انديشه [ همانند ديگر موارد با اهميت ] بدون بر حذر بودن از اختلاط آن با مفاهيم و دريافتهاى فرهنگى رسوبى [ كه اگر هم زمانى صحيح بودهاند امروزه صحت خود را از دست دادهاند ] تقريبا امكان ناپذير ميباشد . در مرحلهء سوم كار مطالعاتى ما شروع مى شود ، يعنى بررسى آراء و عقائد كسانى كه در بارهء عامل محرك تاريخ اظهار نظر نمودهاند ، [١] پس از اين مرحله مى رويم به سراغ شرط چهارم كه بدست آوردن
[١] . نظريات گوناگونى در بارهء عامل محرك تاريخ به عرصهء افكار عرضه شده است كه عمدهء آنها از اين قرار است : ١ - طبيعت انسانى به معناى عام آن . . ٢ - عوامل طبيعى خارج از خود انسان كه محيط به انسان است ، مانند عوامل جغرافيائى و ديگر عوامل كه بخواهد يا نخواهد بلكه خواه بداند و خواه نداند از كيهان بزرگ بر او وارد مى شود . ٣ - عوامل سياسى كه بر اجتماعات حاكم مى شود . ٤ - قوه ( نيرو ) به معناى عمومى آن ، همان گونه كه تفكرات كسانى را مانند فردريك نيچه را به خود جلب كرده است . ٥ - نوابغ و شخصيتهاى برجسته اى كه مى توانند از جهات مختلف روش جوامع را دگرگون بسازند . ٦ - طبيعت انسانى نه به معناى عام آن ، بلكه از آن جهت كه عاشق منافع مادى است . اگر اين نظريه فقط عوامل مادى معينى را مطرح نمايد ، همانست كه اقتصاد به معناى عمومى آنرا عامل محرك تاريخ ميداند . در بارهء توضيح و ريشه يابى اين نظريه مراجعه فرماييد به كتاب مقدمه عبد الرحمن بن خلدون . ٧ - پديدهها و قوانين اقتصادى بر محور وسائل توليد . ٨ - يك عامل مخفى كه جوامع را به سرنوشتهاى گوناگون توجيه و رهبرى مى نمايد . اين عامل در فلسفهء اشپنگلر به ميدان كشيده شده است . ٩ - ايدهء مطلق كه هگل و پيروان او مطرح ميكنند . ١٠ - موجودات و كرات آسمانى و قوانين آنها . اين نظريه بنوبت خود به دو عقيدهء مهم تقسيم مى شود : عقيدهء يكم - موجودات و كرات آسمانى جاندار و بلكه داراى نفوس فرض مى شود كه مديريت عالم خاكى و تاريخ انسانهايش را بعهده دارد . عقيدهء دوم - تأثيرات طبيعى از طرف موجودات و كرات فضائى در كرهء خاكى و موجوداتش . ١١ - ارادهء حيات يا مطلق اراده چنانكه در فلسفهء شوپنهور آمده است . ١٢ - يك زندگى يا يك روح فعال كه از ماوراى نمودهاى طبيعى است . اين عامل را مى توان از فلسفهء هنرى برگسون استفاده نمود . ١٣ - رگههاى رسوب شدهء روانى از گذشتگان هر جامعه مانند آنچه كه به وراثت منتقل مى شود و مانند ايدههاى محكم . گوستاولوبون اين نظريه را تأييد ميكند ( مراجعه شود به دو كتاب وى روح جمعيتها ) ( قوانين روانى تحول امتها ) روح الجماعات و السّنن النّفسيّة لتطوّر الأمم ١٤ - افزايش جمعيت كه موجب بروز كيفيتهاى جديد در زندگى انسانها مى گردد . اين نظريه را مى توان از مطالب مالتوس استنباط كرد . ١٥ - غريزهء جنسى به معناى عمومى آن كه اگر نظريات فرويد مورد تحقيق شايسته قرار بگيرد ، مى تواند به او مستند شود . ١٦ - ايدههاى اصيلى كه در جوامع بروز مى كنند و رسوخ پيدا مى كنند ، و ايتهد در كتاب ماجراى ايدهها مطالبى را بيان مى كند كه مى توان اين نظريه را از آن استنباط نمود . ١٧ - شانس و تصادف و اتفاق كه بر انكار قانون عليت مبتنى است ١٨ - جنگها و تضادها و رقابتها . ١٩ - عشق و كينه - يادگار سيستم فلسفى امپيدوكل ( يا تجاذب و تدافع ) ٢٠ - موجود برين خداوند سبحان . اين نظريه هم بر دو نوع آمده است : نوع الف - خدا به طور مستقيم تاريخ بشر را با همهء تنوعات و تحولات جزئى و كلى به جريان مى اندازد . نوع ب - خداوند به وسيلهء دو عامل مادى و انسانى تاريخ را با كيفيت مزبور به جريان مى اندازد . لطفا مراجعه فرماييد به كتاب آفرينش و انسان مبحث عامل محرك تاريخ ( فصل چهارم ) از ص ٢٠٩ تا ٢٤٣ نوشتهء اين جانب .