ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - همهء مردم در موضع مسئوليت در روز قيامت
ماكياوليسم و هابزيسم و غيرهم مى پندارند ، انتظار اعتقاد به اصالت انسان و گذشت و فداكارى در راه او ، كه ضد لذت پرستى و خودخواهى است ، همان انتظار مبارزهء اومانيسم بر ضد اومانيسم ميباشد . گمان نمى رود اعتقاد همهء متفكرانى كه مسئوليت در بارهء انسانها را بىنياز كنندهء از مسئوليت انسان در بارهء خويشتن ، معرفى مى كنند ، مستند بر يك يا چند دليل صريح و مورد اتفاق نظر بوده باشد ، حتى مى توان گفت : ممكن است كه هريك از آنان دليل يا دلائل ديگرى را مورد انتقاد قرار بدهد . ولى با نظر به مجموع مسائل مربوط به انسان و موجوديت او در جهان هستى معنىدار كه مسئوليت او را در بارهء تأمين مسائل چهارگانهء من كيستم از كجا آمدهام براى چه آمدهام بكجا مى روم حتمى و ضرورى مى سازد ، نمى توان با جملات فريبنده اى كه انسان را تا مرتبهء خدائى بالا مى برد و آن گاه گرايش و عشق و پرستش او را آرمان و هدف غائى زندگى قرار مى دهد ، خود را گول زد و سؤالات مزبور و تأمين پاسخهاى اعتقادى و عملى آنها را بفراموشى سپرد و آن گاه با مطلق ساختن انسانى كه پر از ابن ملجمها و ابو جهلها و تيمور لنگها و آتيلاهاى درجهء يك و درجهء ٢ . . . است ، بخود تسليت داد كه آرى ، من حس كمال جوئى و مسئوليتهاى خويشتن را در قرار گرفتن در اين مسير اشباع نمودم و من مسأله اى در بارهء خويشتن ندارم خلاصه - چگونه مى توان باور كرد كه آدمى بدون حل مسائل مربوط به خويشتن ، به مسائل ديگران بپردازد در صورتى كه اساسىترين مسائل انسانها با دريافت از درون خويشتن ، براى انسان قابل درك مى شود . مثلا اگر شما لذت كرامت و شرف و حيثيت ذاتى انسان را در درون خود دريافت نكنيد ، محال است آنرا در بارهء ديگران سراغ بگيريد . اگر شما عاطفهء پدرى يا فرزندى را از درون خود حس نكنيد ، محال است كه طعم واقعى [ نه مفهومى ذهنى ] آن را از ديگران بچشيد .