ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - با قرآن آشنا شويم و عاليترين فهم خود را در شناخت آن بكار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم
( وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلكِنَّ الله أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّه عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) [١] ( و اگر آن دشمنان ميل به صلح داشته باشند تو [ هم ] به آن ميل نما و به خدا توكل كن ، او است شنوا و دانا و اگر چه بخواهند ترا فريب بدهند ، زيرا كفايت كنندهء تو خدا است ، همان خدائى كه ترا با يارى خود و مردم با ايمان تأييد كرد و ميان دلهاى آنان الفت انداخت . اگر تو همهء آنچه را كه در روى زمين است خرج مى كردى نمى توانستى دلهاى آنان را بهم نزديك كنى ولى خداوند ميان دلهاى آنان الفت برقرار نمود ، او است عزيز و حكيم . ) تبصره - بعضى از اشخاص گمان كردهاند كه مقصود از آيه فوق اينست كه اگر چه مسلمانان بدانند كه دشمن با تظاهر به ميل به صلح ، مى خواهد حيله گرى راه بيندازد و به اصطلاح دست و پاى خود را جمع كند و تجديد قوا و تحصيل آگاهىهاى لازم براى بدست آوردن وسائل از بين بردن مسلمانان نمايد بايد به اين اشخاص گفت آيه نمى گويد : حتى اگر شما مسلمانان بدانيد كه دشمن با تظاهر به ميل به صلح حيله بازى راه انداخته و كوشش دارد كه خود را از مهلكه اى كه مسلمانان براى آنان ايجاد كردهاند ، نجات بدهد و سپس با قواى بيشتر و برانتر بر سر مسلمانان تاختن بياورد . زيرا نامعقول بودن و ناسازگارى چنين تجويز با تمام منابع اسلامى و حكم عقل كه مى گويد دفع ضرر محتمل واجب است چه برسد به ضرر قطعى ، روشنتر از آن است كه نيازى به اثبات داشته باشد . آيا اين تجويز بر خلاف عمل مولى الموحدين امير المؤمنين عليه السلام نيست كه در جنگهاى صفين حيله گرى معاويه را آشكار كرد و فرمود : اين كه قرآنها را بر سر نيزهها بلند كردهاند فريبى بيش نيست چون حالا اينان طعم شكست را مى چشند و دست به چنين كار به ظاهر حق به جانب زدهاند كه شما را
[١] الانفال آيه ٦٣ .