ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - سه - عظمت ارزشى ايمان به خدا و معنادار بودن هستى
بودن هستى است .
< شعر > بجهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست < / شعر > سعدى < شعر > چه عروسى است در جان كه جهان ز عكس رويش چو دو دست نو عروسانتر و پر نگار بادا < / شعر > مولوى ترديدى نيست در اين كه خرمى درونى در بارهء عالم كه ناشى از استناد عالم به خدا است و آن شادى و نشاط شديد درونى كه مولوى آن را با دو كلمهء « عروسى در جان » تعبير نموده است ، بدون ايمان به خداوند كه كمال مطلق و مفيض همهء خيرات و كمالات است [ كه هستى را در مجراى خير و كمال قرار داده است ] آن نشاط و سرور درونى امكان ناپذير است . البته مقصود اين نيست كه براى اشخاصى كه داراى ايمان به خدا و معنادار بودن هستى مى باشند ، هيچ غصه و اندوه و ناگوارى پيش نمى آيد ، زيرا آنان نيز در همين دنياى تصادمها و تزاحمها زندگى مى نمايند ، ولى اين ناگواريها قدرت تسخير منطقهء درونى اشخاص با ايمان را ندارد ، چنانكه خوشىها و شاديهاى محسوس و طبيعى و زودگذر نمى تواند اخلالى به جريان حيايت خود روح كه فوق اين خوشيها و شاديها است وارد بسازد .
٤ - ايمان به خدا و معنىدار بودن هستى ، مانع از آن است كه انسان بار سنگين زندگى را كه خود بايد آنرا به دوش بكشد بر دوش ديگران تحميل كند . ايمان به خدا نمى گذارد ضررى را كه از طريق طبيعى يا قانونى به او متوجه گشته به سوى ديگران دفع نمايد .
٥ - فقط ايمان به خدا و معنىدار بودن جهان هستى است كه مى تواند براى شخصيت انسان حيثيت و شرف ذاتى اثبات نمايد ، زيرا فقط معادلات زير است كه مدعاى مزبور را تنظيم و به نتيجه مى رساند - < شعر > خلق همه يكسره نهال خدايند هيچ نه بشكن ازين نهال و نه بركن دست خداوند باغ خلق دراز است بر خسك و خار همچو بر گل و سوسن خون بنا حق نهال كندن اويست دل ز نهال خداى كندن بركن < / شعر >