ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - عبادت بزرگ حج به فعليت رسانندهء احساس انواعى از تكاليف
و دلسوختگان پرواز در فضاى ملكوت ، ذكر يا رب در دهان دور آن گشتهاند و به بارگاه خداوندى عروج نموده و با خداى خود براز و نياز پرداختهاند مى دانيد كه در چه موقعيتى هستيد ٧ - آيا در موقع تشرف به بيت الله الحرام ، عظمت احساس تكليف و انجام متعهدانهء آن را در موقع طواف به دور چند سنگ رويهم چيده شده ، درك نمودهايد آيا هيچ مى دانيد كه آن محيط محدود كه بيت را در بر گرفته تا كنون چه درسهائى به اولاد آدم داده است و آنها را تا مرتفعترين قلهء مرتفع بالا برده است و آن گاه آنانرا به چشمه سار درون خويشتنشان خم كرده است - اين زمزمهء دائمى بيت اللَّه الحرام است كه فقط حجاج حقيقى آنرا مى شنوند كه - < شعر > من ترا بردم فراز قله هان بعد از آن تو از درون خود بخوان < / شعر > ٨ - حركت و تكاپو در ما بين صفا و مروه بدون توجه به چيزى حتى با فراموش كردن خويشتن ، حركت در عرصات قيامت را كه هيچ كسى متوجه هيچ كس و هيچ چيزى نيست مجسم مى كند .
٩ - وقوف در صحراى عرفات و نيايش در آن ، از اعماق قلب توأم با خلوص و صفا . مضامين دعاى عرفه اى كه سرور شهيدان امام حسين بن على عليهما السلام در آن مكان مقدس الهى خوانده است ، مى فهماند كه بندهء مشتاق انجذاب به بارگاه ربوبى ، چگونه مى تواند با پروردگارش ارتباط برقرار كرده و در جذبات آن فياض مطلق فرو رود .
١٠ - وقوف شبانگاهى در مشعر الحرام ، عظمت و ملكوتى بودن فضاى مشعر الحرام را فقط « خدا ميداند و آن كس كه ديده » براى شب بيداران مشعر الحرام ، اين نتيجه كافى است كه بقيهء عمر را هميشه بيدار بوده و خواب غفلت سراغ آنانرا نخواهد گرفت . آنجا براى آگاهان افقى پديدار مى گردد كه عاليترين نمايشى از بيكرانگى دارد . ديدار آن افق ملكوتى چنان حلقههاى آهنين عالم ماده و ماديات را از خشونت مى اندازد و نرم مى سازد كه آنها را مبدل به اشباح و سايه هائى از حلقههاى زنجيرى مى نمايد كه گوئى هريك از آنها پله اى براى صعود اختيار به قلههاى اعلاى ملكوت الهى است .
نيايشهاى شبانگاهى مشعر الحرام ، زمزمههاى ابدى روح است كه در اين سراى خاكى